با تشکر از مدیریت سایت بلاگفا از زحمات چندین سالشان ، امیدوارم که دیگر شاهد چنین مسائلی نباشیم .
1 - مگر تاکسی های گردشی نباید در سطح شهر بچرخند و مسافرهای در بین مسیر را بگیرند ؟
2 - مگر این عزیزان نمی دانند که توقف در ایستگاه های تاکسی مخصوص به تاکسی های همان خط است ؟
3 - آیا این توقف تاکسی های گردشی تضییع حقوق تاکسی های خطی نیست ؟ تاکسی هایی که حق خروج از خط خود را ندارند و با این محدودیت و کم شدن تعداد مسافرهای آنان حال باید با وجود تاکسی های گردشی در ایستگاه های خود در نوبت طولانی هم بایستند .
4 - با توقف تاکسی های گردشی در ایستگاه ها ، چه ماشین هایی باید مسافرین بین راهی را به مقصد برساند ؟
در این دو هفته شاهد برخورد ماموران راهنمایی و رانندگی با تاکسی های خارج از خط بودیم اما نکته ای که از نظرها دور مانده همین تاکسی های گردشی ایستاده در ایستگاه هاست .
چه خوب می شود اگر ماموران زحمت کش راهنمایی و رانندگی با سرکشی به خطوط تاکسیرانی با مسافربرهای گردشی که در ایستگاه های تاکسی اقدام به توقف کرده و در صف های این ایستگاه ها می ایستند برخورد نماید .
با وجود تاکسی های گردشی در ایستگاه های خطوط تاکسرانی شاهد ازدحام و شلوغی و گاهی ترافیک هستیم زیرا این ایستگاه های تاکسی ظرفیت اینهمه ماشین را ندارد چون برای تاکسی های این خط تعبیه شده است و اگر هر تاکسی گردشی بخواهد در این مکان ها بایستد گنجایش کاهش یافته ترافیک شدید شده و مهم تر از همه حقوق تاکسی های خطی که نمی توانند از خطوط تعیین شده خارج شوند ، ضایع می شود .
بدیهی است که عنایت ویژه شرکت تاکسیرانی گرگان و مامورین پلیس راهور گرگان برای حق این مشکل کارساز خواهد بود .
به امید آنکه شاهد روزهای خوبی برای قانون مداری در بین رانندگان تاکسی شهری گرگان باشیم .
به نقل از سایت : تاکسی گرگان

رضا که کودکی یتیم بود دوران خردسالی را در فقر گذراند. از نوجوانی به نظام پیوست و مدارج ترقی را طی نمود. در کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹، نیروهای قزاق به فرماندهی رضاخان تهران را اشغال کردند. رضاخان ابتدا در مقام وزیر جنگ، بسیاری از ناآرامیها و راهزنیها را از بین برد. در سوم آبان ۱۳۰۲ رضاخان با فرمان احمدشاه قاجار به نخستوزیری منصوب شد و ابتدا تلاشی در جهت جمهوریخواهی کرد. ولی در سال ۱۳۰۴ به پادشاهی رسید. وی سرانجام در سال ۱۳۲۰، پس از اشغالشدن ایران بر دست متفقین، تحت فشار بریتانیا مجبور به ترک سلطنت گردید و سه سال بعد در شهر ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی به مرگ طبیعی درگذشت.
سلطنت رضا شاه شاهد ایجاد نظم نوین بود. او برای تضمین قدرت مطلق خود، روزنامههای مستقل را بست، مصونیت پارلمانی را از نمایندگان گرفت و مهمتر از آن، احزاب سیاسی را از بین برد. حزب تجدد که صادقانه از رضاشاه حمایت کرده بود، نخست جای خود را به حزب ایران نو و سپس حزب ترقی – سازمانی به تقلید از حزب فاشیست بنیتو موسولینی و حزب جمهوریخواه مصطفی کمال آتاترک – داد. ولی همین حزب ترقی نیز به زودی به گمان اینکه اندیشههای خطرناک جمهوریخواهانه دارد برچیده شد. او با بدست آوردن قدرت بلامنازع، اصلاحاتی اجتماعی را آغاز کرد. رضاشاه در دوران قدرت، اصلاحاتی انجام داد که هرچند قاعدهمند نبود، نشان میدهد که وی خواهان ایرانی بود که از یکسو رها از نفوذ روحانیون، دسیسه بیگانگان، شورش عشایر و اختلافات قومی، و از سوی دیگر دارای موسسات آموزشی به سبک اروپا، زنان متجدد و شاغل در بیرون از خانه، ساختار اقتصادی نوین با کارخانههای دولتی، شبکههای ارتباطی، بانکهای سرمایهگذار، و فروشگاههای زنجیرهای باشد. او برای رسیدن به هدفش –بازسازی ایران طبق تصویر غرب- دست به مذهبزدایی، برانداختن قبیلهگرایی، گسترش ملیگرایی، توسعه آموزشی و سرمایهداری دولتی زد.
بخشی از دستورات و کارهای عمرانی و اصلاحاتی او به شرح زیر است:
دستور به سر گذاشتن کلاه پهلوی به جای دستار و عمامه به همهی مردم در سال ۱۳۰۳خورشیدی (در پست نخست وزیری)
تغییر پوشش رسمی مردانه از قبا به کت و شلوار
کشف حجاب (تغییر لباس زنان از پیچه و روبند به لباس و کلاه فرنگی و باز کردن صورت)
ایجاد دادگستری در بهمن ۱۳۰۵
تاسیس قشون متحدالشکل و ارتش در سال ۱۳۰۰
تدوین اولین قانون مدنی ایران در سه جلد (جلد اول در اموال ۱۳۰۷، جلد دوم در اشخاص ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴، جلد سوم در ادله اثبات ادعا)
سامان بخشی به ثبت اسناد و املاک به صورت فعلی در سال ۱۳۱۱
بنیانگذاری ثبت احوال و اجباری کردن برگزیدن نام خانوادگی و صدور شناسنامه در سال ۱۳۰۴
لغو کاپیتولاسیون برای همة اتباع خارجی ، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۰۷
اسکان عشایر
براندازی خانسالاری (ملوک الطوایفی)
بنیانگذاری بانک سپه (نخستین بانک ایرانی) اول اردیبهشت ۱۳۰۴
ساخت راهآهن سراسری ایران (از خلیج فارس تا دریای خزر) آغاز ۲۳ مهرماه ۱۳۰۶، اتمام ۳ شهریور ۱۳۱۷
ساخت راه آهن قم-یزد-زرند آغاز سال ۱۳۱۷
بنیانگذاری بانک ملی ایران در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۰۶
بنیانگذاری بیمه ایران در ۱۵ آبان ۱۳۱۴
جادهسازی، پلسازی و تونل سازی در کشور
بنیانگذاری بانک فلاحتی- بانک کشاورزی در سال ۱۳۱۲
بنیانگذاری رادیو ایران (نخستین ایستگاه رادیویی ایرانی) در ۱۳۱۸ ، افتتاح در ۴ اردیبهشت ۱۳۱۹
بنیانگذاری خبرگزاری پارس(نخستین خبرگزاری ایرانی) در سال ۱۳۱۳
بنیانگذاری دانشگاه تهران (نخستین دانشگاه ایرانی در ایران) در سال ۱۳۱۴ آغاز بهره برداری ۱۳۱۶
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی
اعزام اولین دسته از دانشجویان ایرانی برای آموختن فنون جدید به فرانسه، آلمان و انگلستان (۶۰ تن در سال ۱۳۰۱) (در حالی که خودش تنها یک مسافرت خارج رفت و آنهم ترکیه)
ساماندهی تعرفه گمرکی و واریز در آمدهای آن به حساب دولت در سال ۱۳۱۵
تشکیل موزه ی خزانه جواهرات ایران و پشتوانه اسکناس در سال ۱۳۱۶
سرکوب شیخ خزعل در خوزستان و بازگرداندن این خطه به دامن میهن آذر ۱۳۰۳ (بریتانیا از شیخ خزعل حمایت میکرد و رضاشاه را تهدید هم نموده بود)
تأسیس فرهنگستان ایران (برای تقویت زبان و ادب فارسی) در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۱۴
تأسیس بانک رهنی برای گسترش خانه سازی در کشور در ۲۵ دیماه ۱۳۱۷
تأسیس نیروی دریائی در سال ۱۳۱۱ ، آموزش افسران ایرانی در ایتالیا در شرایطی که تا قبل از آن بریتانیا یگانه قدرت دریایی در جنوب ایران بود
بنیانگذاری نیروی هوائی در سال ۱۳۰۳ (فرستادن اولین محصلین خلبانی به اروپا در سال ۱۳۰۲، فارغ التحصیلی اولین خلبان ایرانی احمد نخجوان در ۱۳۰۴ که در پنجم اسفند در اولین پرواز رسمی در فرودگاه قلعه مرغی به زمین نشست)
تأسیس اولین کارخانه هواپیما سازی ایران ، شهباز در ۱۳۱۲، آغاز بهره برداری در ۱۳۱۴، پرواز اولین هواپیمای ساخت داخل در اول مرداد سال ۱۳۱۷
تأسیس کتابخانة ملی ایران در سال ۱۳۱۶
برچیدن بلدیه ی شهری قاجاریه و تاسیس شهرداری در سال ۱۳۰۹
الغای امتیاز نشر اسکناس توسط بانکهای خارجی در سال ۱۳۰۹ و اختصاص آن به بانک ملی در سال ۱۳۱۰
تاسیس دانش سراها و موسسات آموزشی در سال ۱۳۱۲
تاسیس مدارس دخترانه و راهیابی بانوان به دانشسرای عالی در سال ۱۳۱۴
تاسیس سازمان غلات و محصولات کشاورزی در سال ۱۳۱۵ (آغاز بهره برداری از سیلوها در ۱۳۱۹)
لغو امتیاز بی قید و شرط فرانسویها برای باستانشناسی در ایران در سال ۱۳۰۶
تاسیس اداره باستانشناسی و بیرون آوردن بخش عمده پرسپولیس و پاسارگاد از زیر خاک ۱۳۰۷
پایه گذاری صنعت فولاد(اقدام به ساخت اولین کارخانه فولاد در سال ۱۳۰۹ که متأسفانه با آغاز جنگ جهانی دوم به اتمام نرسید )
ایجاد صنایع دخانیات داخلی در سال ۱۳۱۶
راه اندازی اولین کارخانة قند و شکردر ۱۳۰۹ (اولین کارخانه در ۱۲۷۴ تأسیس گردیده بود اما بعد از ۳ سال با فشار کمپانی های خارجی بسته شد)
تأسیس اولین کارخانة سیمان در ۱۳۱۲ در نزدیکی شهر ری با ظرفیت ۱۰۰ تن در روز
تأسیس اولین کارخانة آردسازی در سال ۱۲۹۹
تأسیس اولین کارخانة بافندگی نخ و ابریشم در سال ۱۳۰۴
تاسیس موزه ملی ایران در سال ۱۳۱۶
تأسیس انجمن ملی تربیت بدنی (خاستگاه سازمان تربیت بدنی کل کشور) در سال ۱۳۱۳
تأسیس استادیوم امجدیه تهران (شهید شیرودی فعلی) در سال ۱۳۱۳
امکان استفادة همگانی از تلفن (در سال ۱۳۰۲ شمسی قراردادی برای احداث خطوط تلفنی زیرزمینی با شرکت زیمنس و هالسکه منعقد شد و سه سال بعد در آبان ماه ۱۳۰۵ شمسی تلفن خودکار جدید بر روی ۲۳۰۰ رشته کابل در مرکز اکباتان آماده بهرهبرداری شد.
مرکز تلفن اکباتان در سال ۱۳۱۶ شمسی به ۶۰۰۰ شماره تلفن رسید)
حمایت واقعی از تولید، کار و سرمایة ایرانی (افزایش تعداد شرکتهای صنعتی ایرانی از ۹۳ شرکت در سال۱۳۱۰ به ۱۸۳۵ شرکت در سال ۱۳۲۰)
توسعة صنایع دیگر: ۸ کارخانه چرمسازی، کارخانه های جورابِ کشبافی، کبریت سازی، آهنسازی، ریخته گری، نجاری، کیسه و حریر بافی رشت، بطریسازی، کمپوت و مرباسازی خراسان، کارخانه پنبه اصفهان، کارخانه تهیه تراورس و کارخانه قیر اندود کردن تراورس، کنف، کارخانة تولید صابون و روغنکشی
عکسهای تاریخی زمان رضاشاه
شناسنامه رضاخان
زادگاه رضاشاه در آلاشت
رضاشاه و کلاه پهلوی بر سرش
کابینه کودتا به ریاست سید ضیاء با حضور سردارسپه که تنها سه ماه دوام
داشت؛ شرکت کنندگان در کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ (از سمت چپ، ردیف جلو): رضاشاه،
مسعود کیهان، سرهنگ گلیروپ (فرمانده سوئدی ژاندارمری)، سید ضیاءالدین
طباطبایی، حسین دادگر، حسن مشار، علی ریاضی، کاظم خان سیاح
رضاخان در دورهٔ نخست وزیری، وزیر جنگ نیز بوده
مراسم سوگند رضاشاه در مجلس مؤسسان
رژه سربازان ایرانی در روز تاجگذاری رضاشاه در تهران
نگاره رسمی رضا شاه پهلوی در هنگام نشستن بر تخت پادشاهی. الماس دریای نور روی کلاه وی دیده میشود.
رضاشاه و آتاترک
راهسازی به دستور رضاشاه
ساخت راهآهن سراسری به دستور رضاشاه

رضا شاه به همراه فرزندان در جزیره موریس در زمان تبعید

تا پایان دوره پادشاهیش همواره لباس نظامی بر تن داشت، حکومت بر یک کشور
مفلوک با مردمان فقیر و تحقیرشده را بر خود نمیپسندید. آرزو داشت ایران
را کشوری پیشرفته، مستقل و مقتدر ببیند. بیسواد بود اما به اهمیت علم و
دانش کاملاً واقف بود. برای توسعة علم و نهادینه شدن آن در کشور ارزش بسیار
قایل بود. مستبد بود و مخالفان سیاسی و نظامی خود را بر نمی تابید.
نامش را امضا میکرد ” رضا “
منبع: ویکی پدیا فارسی
پینوشت: آنچه در این مطلب خواندید! برگیست از تاریخ ایران که شاید کمترخوانده یا شنیده باشید. آنچه مسلم است، برخی از اعمال “رضاخان پهلوی” مورد تائید هیچ ایرانی نیست(همچون دیگر سران ایرانی! قبل و بعد از انقلاب)! اما این دلیل قانعکنندهای برای خط بطلان کیشدن بر روی خدمات ایشان نیست.
منبع گرفته شده از : http://www.kamyab.ir
دانش آموزان و والدین محترم می توانند با مراجعه به این سایت برای هرچه بهتر ادامه آموزش در خانه مطالب این سایت را مورد استفاده قرار دهند .
برای ورود به سایت همکلاسی ویژه دانش آموزان پایه ششم ابتدایی به آدرس زیر مراجعه نمایید .
www.hamkelasiyeman.ir
دور هم جمع شدن خانواده ها ، یاد کردن از درگذشتگان ، غنیمت شمردن هم کلامی با پدربزرگ ها و مادربزرگ ها ، دست بوسی و به خدمت رسیدن و اینکه بگوییم دوست داریم امشب کمی بیشتر در کنار شما باشیم در شبی که ستاره ها و ماه هم بیشتر ما را نظاره می کنند و سایه شب طولانی شاید دعای مادر چشم براه و یا پدر خسته دل را امشب حریمی باشد برای برآوردن زودتر .
شاید همین تفاوت اندک این شب با شب های قبل و آینده مفید شود و در آن ثانیه هایی که در شب های آینده و گذشته نداشتیم حاجت روا شویم .
امشب یلدا را پاس می داریم و طولانی ترین شب سال را با خنده های طولانی و حرف زدن از زمان های گذشته و آینده پیش رو به سحر می رسانیم .
شاید تجربه ای از این شب ره توشه آینده پیش رویمان شود .
غنیمت شمردن این دقایق با هم بودن ، شاید فلسفه ی شب یلدا باشد .


امــــروز روز پنجم است که در محاصره آب هستیم
آب را جیره بنــــدی کرده ایم
عطش همــــه را هلاک کرده
همه را به جز ، شهدا کـــــه در انتـــهای کانال خوابـــیده انــد .
دیگر شهدا تـــشنه نیستند ...
/ آخـــرین بـــرگ از دفترچه یادداشت یـــکی از شهدای گردان حــنظله لشــکــر ۲۷ محمد رسول الله کــه در کــــانـــــــال ســـــوم فـــــکه و در حین تفحــص بــه دست آمد /
در قسمت ادامه مطلب می توانید متن کامل آن را مطالعه نمایید .
برای مشاهده کلیپ شماره 1 کلیک نمایید .
برای مشاهده کلیپ شماره 2 کلیک نمایید .


فروهر کوروش بزرگ را میستاییم کسی که در اوج قدرت به باورها وآزادگی مردمان احترام گذاشت وانسانیت را گرامی داشت روز آزادگی فرخنده باد.

دلمان برای گوزن شمالی تنگ میشود

وزن یک گوزن شمالی به بیش از 800 کیلوگرم میرسد و شاخش نیز تا سه متر رشد میکند، ولی حتی با چنین ابعادی، در این روزها یافتن حتی یک مورد از این حیوان را در آمریکای شمالی کار سادهای نیست. از بریتیش کلمبیا تا نیوهمپشایر، جمعیت این گوزنها رو به کاهش است و به نظر میرسد که متهم اصلی این کاهش جمعیت، تغییرات آب و هوایی باشد. از کوتاهتر شدن زمستانها که تعداد انگلهای گوزن شمالی را افزایش میدهد، تا گرمتر شدن زمستانها که این حیوانات هوای سرد را در معرض فشار گرمای بالقوه کشنده قرار میدهد، به نظر نمیرسد که این گوزن با عظمت بتواند این آبوهوا را تاب بیاورد.
شیر ماهی نگران

دیگر حیوانی که با گرم شدن زمستانها میدان را خالی خواهد کرد، شیر دریایی اقیانوس آرام است (که با این وضع گرمایش، دیگر یخی نخواهد یافت که در زمستان بر روی آن لم دهد). در واقع این جا دیگر قرارگاه شیر دریایی نامیده نمیشود: زمانی شیرهای دریایی خود را از آب بیرون میکشند تا بر روی یخ و یا خشکی استراحت کنند و یا گرم شوند، این "خارج شدن" نام دارد. با کمتر شدن یخهای شناور، آنها نسبت به قبل در گروههای بزرگتری بر روی سواحل قطبی جمع میشوند. این نوع جمع شدن برای گونههایی که تحت خطر هستند خوب نیست، زیرا این موضوع میتواند خطر رمیدن و افزایش شیوع بیماریهای احتمالی در بین آنها را افزایش دهد.
درختهای گرمسیری

شاید خیلی تعجب آور نباشد که حیوانات مناطق سرد از تغییر آب و هوا آسیب
ببینند، اما وقتی گیاهان مناطق گرمسیری هم به دلیل تغییرات آب و هوا
دستخوش تغییر میشوند، میتواند کمی گیج کننده باشد.
تحقیقی در ماه قبل
نشان داد که گیاهان گرمسیری آند در تلاش برای رسیدن به دماهای پایینتر، به
تولید مثل در ارتفاعات بالاتر رو آوردهاند. برخی از گونههای این درختان
خود را تا سه متر بالاتر کشیدهاند، اما آنها باید بیشتر از این مقدار
ارتفاع داشته باشند (چیزی در حدود 7 متر) تا به ارتفاعی با دمای پایدار
برسند. شفلرا اما، مثالی از گیاهانی است که دوام خواهند آورد. رشد طولی این
درخت 30 متر در سال است، در حالی که درخت انجیر در سال تنها دو متر رشد
میکند.
دورنمای پنگوئن

ستاره فیلم به یاد ماندنی «رژه پنگوئن» یک پنگوئن امپراطور بود، گونهای که احتمالا قربانی گرمایش زمین خواهد شد. موسسه اقیانوس شناسی وودز هول در گزارش سال گذشته خود آورده است که ذوب یخ دریاها میتواند برای جمعیت این نوع پنگوئن که تنها در یخهای یک منطقه خاص از جنوبگان زندگی میکند، خطرناک باشد. همچنین ذخیره غذایی آنها نیز به خطر میافتد. زئوپلانکتونها و فیتوپلانکتونها که زیر یخ زندگی میکنند توسط میگوها و ماهیها خورده شوند که این خود غذای پنگوئنها میباشند. اگر یخ نباشد، پلانکتونی هم در کار نیست و اگر پلانکتون نباشد، پنگوئن غذایی برای خوردن نخواهد داشت و بنابراین پنگوئنی هم نخواهد بود. به ادعای یک گروه تحقیقاتی که توسط دانشمندان موسسه وودز هول اداره میشود، که اگر انتشار گازهای گلخانهای در سطح کنونی ادامه یابد، تا سال 2100 جمعیت پنگوئنهای امپراطور در تر آدلی در شرق قطب جنوب از 3000 زوج بارور کنونی به چیزی در حدود 500 تا 600 زوج خواهد رسید.
در حالی که جمعیت پنگوئن امپراطور به دلیل تغییر آب و هوا رو به زوال میرود، به نظر میرسد که نوع دیگری از پنگوئنها جزء برندگان این تغییرات آب و هوایی باشد. و آن پنگوئن آدلی است. یک گروه میان رشتهای از محققین آمریکایی و نیوزلندی امسال تحقیقی را انجام دادند که در آن دریافتند که با کاهش یخهای قطب جنوب، جمعیت پنگوئنهای کوچک قطبی در جزیره بیوفورت در فاصله سالهای 1958/1337 و 2010/1389، 84 درصد افزایش داشته که 30 سال اخیر بیشترین تغییر را داشته است. زمینهای برف و یخی به سمت شمال از سال 1958 تا 1983/1362 ثابت مانده است و پس از ان تا سال 2010 ، 30 متر یخ بین آنها اضافه شده است، که زمین قابل سکونت بیشتری را برای این پنگوئنها؛ که بر روی زمینهای بدون یخ زاد و ولد میکنند فراهم کرده است.
حشره کش بخریم؟

از انجایی که همیشه حشرات به عنوان موجوداتی جان سخت شناخته میشوند، شاید خیلی هم تعجب برانگیز نباشد که آنها به عنوان برندگان تغییرات آب و هوایی شناخته شوند و به نظر میرسد که یکی از برندگان گرمایش، پشه ببری آسیایی باشد. این دوستدار آبوهوای گرم و مرطوب، سرعت رشد خود و تولید مثل خود را به لطف زمستانهای گرمتر و بارانیتر بیشتر میکند. این پشه که 25 سال پیش به امریکا رسید، تا به حال توانسته به 36 ایالت سر بزند. این حشره میتواند بیشتر از 20 نوع بیماری را انتقال دهد، به رغم این که که مساحت اشغال شده توسط این پشه در حال حاضر در حدود 5 درصد خاک امریکا است، در 20 سال آینده به 16 درصد افزایش خواهد یافت. و تا پایان قرن جاری، 49 درصد شمال شرق و همه شهرهای اصلی ساحلی اقیانوس اطلس را در بر خواهد گرفت.
بازی قشنگی که ایرانی ها در مقابل بازی شطرنج هندی ها ساختند؛
فلسفه ای که می توان از شکل ظاهری اش بیان کرد :
تخته نرد : کره زمین
30 مهره : نشان گر 30 شبانه روز یک ماه
24 خانه : نشانگر 24ساعت شبانه روز
4 قسمت زمین : 4 فصل سال
5 دست بازی: 5 وقت یک شبانه روز
2 رنگ سیاه و سپید : شب و روز
هر طرف زمین 12 خانه دارد : 12 ماه سال
زمین بازی : آسمان
تاس: ستاره بخت و اقبال
گردش تاس ها : گردش ایاممهره ها: انسان ها
گردش مهره در زمین: حرکت انسان ها (زندگی)
برداشتن مهره در پایان هر بازی : مرگ انسان ها

پزشک عاشق طبیعت دچار سکته خفیف مغزی شد
دکتر بسکی در بستر بیماری
سرزمین گرگان: دكتر غلامعلي بسكي پدر طبيعت و محيط زيست ايران به علت سكته مغزي در بيمارستان بستري شد.
دبير بنياد دكتر بسكي روز شنبه در گفت و گو با ايرنا با اعلام اين مطلب
گفت: وي هفته گذشته در جريان سفر به زادگاهش سبزوار دچار سكته خفيف مغزي و
به بيمارستان منتقل شد. بابك توتونچيان افزود: دكتر بسكي هم اينك در
بيمارستان شخصي خود در شهرستان گنبد كاووس بستري است و تحت درمان و مراقبت
هاي پزشكي است. دكتر بسكي در چند دهه اخير فعاليت هاي گسترده اي را در بحث
حفاظت از طبيعت و محيط زيست انجام داده و اقدام اخير وي در اين زمينه تشكيل
بنياد جهاني دكتر بسكي با عنوان مكتب حرمت حيات است كه با هدف ايجاد تشكلي
از طبيعت دوستان و طرفداران محيط زيست فعال شده است.
وي همچنين بسياري از اموال خود را صرف امور خيريه كرده است كه از جمله
آنها تاسيس بيمارستان و زايشگاه دكتر بسكي، تاسيس مدرسه تيزهوشان و نيز
خانه رياضي استان گلستان و سراي گاندي (تيزهوشان فقير در روستاها)، وقف شش
منزل مسكوني در مشهد است.
برگرفته از سایت : سرزمین گرگان
اولین چاپخانه در ایران در شهر تبریز تأسیس شد.عباس میرزا نایب السلطنه میرزا زین العابدین تبریزی را مامور فراگیری فن چاپ و به راه انداختن نخستین چاپخانه در تبریز کرد.
میرزا زین العابدین تبریزی به سال ۱۲۳۳ هجری قمری اسباب و آلات چاپ حروفی را به تبریز آورده و تحت حمایت عباس میرزا نایب السلطنه که در آن زمان حکمران آذربایجان بود مطبعه کوچکی برقرار نمود و کتاب مزبور میرزا ابواقاسم فراهانی بود که حاوی قصه هایی از جنگ میان دولت ایران و روسیه که در مورخ ۱۲۲۸ هجری قمری (برابر با ۱۸۱۳ میلادی ) با عهدنامه گلستان به پایان رسیده بود.
دکتر فهیمه باب الحوائج در کتاب «آشنایی با مبانی چاپ و نشر» خود می نویسد : "عباس میرزا ولیعهد فتحعلیشاه چند تن از ایرانیان را به اروپا گسیل کرد تا صنعت چاپ را بیاموزند. سپس دستور داد که از روسیه ماشین چاپ وارد کنند . در سال ۱۸۱۶ میلادی هنرمند آذربایجانی میرزا زین العابدین تبریزی یکی از همین ماشین ها رابه کار گرفت . دومین مطبعه که به ایران وارد شد مطبعه سنگی است که آن نیز در تبریز دایر شده است . جای تعجب است که مطبعه نخستین پس از کار کردن دیگر معمول نشد و مطبعه سنگی جای آن را گرفت.
شاید علت جایگزینی مطبعه سنگی به وجای مطبعه سربی این باشد که افرادی مطبعه سربی و حروف آن را با نظر بدبینی نگاه می کردند و علامت کفر می دانستندویا چون حروف ما فارسی بود با حروف سربی در آن زمان نمی توانستیم تنوع در خطوط داشته باشیم در صورتی که در مطبعه سنگی از خوشنویسان کمک گرفته می شد. علی قاضی زاده در کتاب تبریز شهر اولین ها می نویسد : سخت گیری های کهنه پرستان باعث شده بود که به سبب گرانی طولانی و سخت بودن چاپ سنگی چاپ کتب و مطبوعات بسیار گران تمام شده و در نتیجه سال ها انتشار کتاب و نشریه با دشواری های فراوان همراه باشد.
متاسفانه این چاپخانه ها همیشه مورد بغض و کینه کوته اندیشان بود و در هر فرصتی که به دست می آوردند این مکان های فرهنگی را غارت می کردند . به گونه ای که کسروی می نویسد : مستبدین حروف سربی چاپخانه امید ترقی را ذوب کرده و به صورت گلوله در آورده و به روی این ملت بیچاره انداختند.
حسین امید در کتاب اولین ها می نویسد: در میان مطابع سنگی معروف تبریز می توان مطبعه سنگی علمیه ( چاپ سنگی علمیه )را نام برد که به وسیله حاج زین العابدین که به نام حاجی حاج آقا علمیه مشهور بود(نوه حاج میرزا زین العابدین تبریزی ) در سال ۱۲۹۰ هجری شمسی تأسیس یافته و این مطبعه در چاپ کتب مختلف خدمات مهمی انجام داده است .
حدود نود سال پس از تأسیس اولین چاپخانه در تبریز نوه حاج زین العابدین ( کسی که اولین چاپخانه سنگی و سربی را در ایران و تبریز دایر کرد بنام زین االعابدین مطبعه چی که پس از زیارت مکه به نام حاجی حاج آقا معروف و هنگام گرفتن شناسنامه نام علمیه را برخود انتخاب نمود. وی ماشین چاپی از اروپا خریداری کرده و از طریق کشور مصر وارد بندراستانبول در ترکیه فعلی نمود و ازاین بندر توسط چهل گاومیش به تبریز منتقل کرد . حاجی حاج آقا علمیه همرا با دستگاه های چاپ سنگی خود هشت تن از متخصصین صنعت چاپ را نیز از کشور آلمان برای نصب و آموزش این دستگاه ها به تبریز آورد.
این آلمانی های متخصص صنعت چاپ در منزل مسکونی حاجی حاج آقا که ماشین های چاپ نیز در قسمتی از این خانه ۲۲۰۰ متر مربعی دایر شده بود ساکن شدند.
دختر حاجی حاج آقا علمیه اظهار می دارند که : زمان حمل گاومیش های حامل دستگاهای چاپ از کوچه های تنگ و باریک محله منجم تبریز به اجبار دیوارهای تعداد زیادی از خانه های همسایه ها را فرو ریخته و خراب کردند که حاجی حاج آقا هزینه بازسازی دیوارهای فرو ریخته را نیز متحمل شدند.گفتنی است که نوه های حاجی حاج آقا علمیه اغلب به کار آبا و اجدادی خویش روی آورده اند و در صنعت چاپ ایران مشغول به فعالیت هستند .
در گذشته بااستفاده از كاهش تراكم الياف سلولز همراه با آب بيشتر ( رقيق تر بودن قسمت هايي كه مورد نظر است ) اين نقوش رادر كاغذ به وجود مي آورند كه به همين دليل به آن واتذ مارك مي گفتند ليكن باوجود تغيير روش نام آن باقي مانده واين علامات ونقوش در هنگام ساخت با روش پيچيده اي ايجاد مي گرددوامكان شبيه سازي وجعل به وسيله جاعلين امكان پذير نيست .جاعلين از روشهاي ديگري براي مشابه سازي واتر مارك استفاده مي كنند كه متداولترين اين روشهاي جعلي استفاده از چاپ رنگي ويا استفاده از امهار پرسي است كه نقش مشابه را به صورت برجسته اي درروي مهر ايجاد مي كنند و آن را بر روي سندجعلي با فشار پرس و فرورفتگي در سطح كاغذ به شكل واتر مارك اصيل بوجود مي آورند .
نحوه چگونگي تشخيص واتر مارك جعلي
1-اگر واتر مارك جعلي را بااستفاده از چاپ بوجود آورده باشند ،در روي كاغذ نقوش زمينه اي در قسمت واتر مارك چاپ نمي شود وسفيد باقي مي ماند ( ويا با رنگ روي چاپ زمينه چاپ ديگري زده مي شود ونقش زمينه پوشانده مي شود ) ليكن واتر مارك اصيل لطمه اي به چاپ زمينه نمي زند ودر همان قسمت واتر مارك نيز نقوش زمينه مشاهده مي شود.
2- اگر واتر مارك جعلي بااستفاده از پرس وفشار به وجود آمده باشد سطح كاغذ در قسمت واتر مارك داراي برجستگي وفرورفتگي است كه اين حالت غير طبيعي بوده ودر واتر مارك اصيل وجود ندارد.
3-واتر مارك اصيل تنها در خالت ضدنور بهترين وضعيت خود را ( نشان ميدهد )
در صورتي كه واتر مارك هاي جعلي چنين نيستند ووقتب در حالت عادي ومورب نسبت به نور قرار مي گيرند ،مشخص مي گردند .به بيان ديگر واتر مارك جعلي چه در حالت ضد نور وچه در نگاه عادي وبانور مورب به يك شكل مشخص است ليكن واتر مارك اصيل تنها در حالت ضد نور به نحو مطلوب نمايان مي گردد.
برگرفته از وبلاگ :
كارشناس رسمي دادگستري در رشته تشخيص اصالت خط ، امضاء و اثر انگشت
وکیل پایه یک دادگستری ومشاور حقوقی
تا حالا به حتم برای شما پیش آمده که بخواهید لکه به وجود امده روی لباس یا روی بدن یا دیوارهای خانه و اسباب زندگی تان را پاک کنید . تا چه حد موفق بوده اید ؟ آیا می دانستید برای از بین بردن هر لکه ای باید از مواد خاصی استفاده کرد ؟
در ادامه مطلب سعی داریم شما را با روش های از بین بردن انواع لکه ها آشنا کنیم .
برای مطالعه متن بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمایید .
اگر به چند نکته ساده هنگام استفاده از لاک و لاک پاک کن ها توجه داشته باشید، سلامت ناخن هایتان را به خطر نمی اندازید. می پرسید چه نکته هایی؟ با ما همراه شوید.

۱- حواستان به لاک پاک کن ها باشد
لاک زدن ناخن ها می تواند تا حدی باعث افزایش استحکام آنها بشود، اما متاسفانه استفاده از لاک پاک کن های حاوی استون، استحکام ناخن ها را کاهش می دهد، چون این محلول قادر است علاوه بر پاک کردن لاک، به سطح ناخن ها هم نفوذ کند، باعث نازک تر شدن آنها شود، استحکامشان را کم و در نهایت هم ناخن را شکننده کند.
به همین دلیل به تمام افرادی که عادت به استفاده مستمر از لاک دارند، توصیه می شود حتما به جای استون از پاک کننده های فاقد استون که این روزها به وفور هم در بازار پیدا می شوند، استفاده کنند.
۲- ناخن هایتان رنگی نشوند
خیلی از افراد از رنگ گرفتن ناخن ها در اثر لاک زدن شکایت می کنند و می گویند استفاده از لاک ها به مرور زمان، باعث تیره شدن رنگ ناخن هایشان می شود.
بد نیست بدانید که در گذشته بحث در مورد رنگ گرفتن و تیره شدن ناخن ها در اثر استفاده از لاک ها، داغ بود و خیلی ها هم معتقد بودند که این تیرگی، به مرور زمان حالت پایداری به خود خواهد گرفت و شاید دیگر نتوان آن را از بین برد.
در حالی که در تولید لاک های امروزی از موادی استفاده می شود که باعث باقی ماندن رنگ پایدار پس از پاک کردن لاک نمی شود. به عبارت ساده تر، اگر شما لاک های مرغوب، استاندارد و معتبر را خریداری کنید، دیگر نباید نگران رنگ گرفتن ناخن هایتان باشید.
لاک های ناخن معمولا رنگی تیره تر از ناخن های ما دارند و استفاده مکرر از آنها می تواند باعث زردی و لک شدن سطح ناخن ها بشود
ضمن اینکه برق ناخن ها هم به دلیل بدون رنگ بودن، مشکلی برای ناخن ها ایجاد نمی کنند. فقط به شرطی که با پاک کننده های حاوی استون از روی ناخن ها پاک نشوند.
۳- بیشتر از یک روز لاک را روی ناخن هایتان باقی نگذارید
اینکه در قسمت قبلی گفتیم لاک های باکیفیت امروزی نمی توانند باعث رنگ گرفتن ناخن ها بشوند، منظورمان این بود که رنگ لاک های مرغوب به سطح ناخن ها منتقل نمی شود، اما اگر هر نوع لاکی با هر رنگی بیشتر از یک روز روی ناخن باقی بماند، اجازه رسیدن هوا به سطح آن را نمی دهد. در نتیجه، سطح ناخن هایتان به مرور زمان از حالت بی رنگ یا سفید به رنگ زرد تغییر می کند و ظاهر بدی پیدا می کنند.
هر چه رنگ لاک تیره تر باشد و مدت زمان بیشتری هم روی ناخن ها بماند، احتمال اینکه ناخن ها زردتر و تیره تر بشوند هم بیشتر خواهد بود.
به طور کلی، لاک های ناخن معمولا رنگی تیره تر از ناخن های ما دارند و استفاده مکرر از آنها می تواند باعث زردی و لک شدن سطح ناخن ها بشود.
ساده ترین راه درمان ناخن های زرد شده در اثر استفاده مکرر از لاک هم، استراحت دادن چند ماهه به ناخن ها و لاک نزدن است.
۴- برای بچه ها لاک نزنید
تا حد امکان برای بچه ها از لاک ناخن استفاده نکنید. از آنجا که پوست و ناخن بچه ها نسبت به ما بزرگ ترها حساس تر است، ممکن است نسبت به این ماده آرایشی آلرژی نشان دهند و از طرف دیگر، گاهی برخی بچه های کوچک تر با مکیدن انگشت و ناخن خود، مقداری از لاک را هم می جوند و ورود مواد شیمیایی لاک به بدن می تواند برای آنها مشکل ساز شود.
۵- لاک را زمان طولانی روی ناخن بچه ها نگذارید
اگر دوست دارید برای فرزند خود لاک بزنید، بهتر است این کار را محدود به ساعت های کوتاهی که قرار است به مهمانی بروید، بکنید و بلافاصله پس از برگشتن به منزل هم لاک را با پاک کننده های غیراستونی و بدون الکل پاک کنید.
اگر متوجه شدید پوست اطراف ناخن بچه ها به لاک حساسیت نشان داده، از خیر لاک زدن برای او بگذرید و سلامت پوست او را بی دلیل به خطر نیندازید.
یکی ازروشهای جعل استفاده از موادشیمیائی است.بطوری که جاعلین بااستفاده ازموادپاک کننده شیمیایی یک قسمت یا یک جمله وعدد یا سطری ازسندی رامحو وبه جای آن جمله یا عدد یاکلمه موردنظرخودیاسفارش دهنده را تحریر وجایگزین می نمایندوبه عنوان يك ادله مثبته به نزد وكلاي محترم ويا در محكمه ارائه داده تا بتواند در عمليات حقوقي باجري از تشريفات دادرسي چنانچه نتواند طرف مقابل را در پرونده محكوم نمايندحداقل موجبات اطاله دادرسي را فراهم نمايند .اين روش جعل مصاديق فراوان دارد واكثر آنها كشف وجاعلين نيز مورد شناسائي قرار گرفته اندبا دقت تيز بيني وتخصص كافي وشگرد خاص كارشناس با استفاده از ابزار ودوات مورد نياز نيز به وضوح قابل شناسايي وكشف مي گردد.
استفاده از مواد شيميايي در جعل اسناد ومدارك باعث تاثيرات كلي از قبيل :
1 - تغيیر رنگ
يكي از موادي كه هنگام سوخت كاغذ به الياف اصلي اضافه مي شود مواد بيرنگ كننده وسفيدكننده هستند . كه مسلماًدر كاغذهايي كه بايد سفيدتر باشندمقداربيشتري از اين مواد اضافه مي شود ودر كاغذهايي مانند كاغذ كاهي مقدار اين مواد كمتر است .در اثر استفاده مواد شيميايي پاك كننده وبيرنگ كننده وسفيدكننده تا حدودي رنگ كاغذ تغيير مي كند وبه رنگ زرد متمايل به قهوه اي تبديل مي شود .در اثر تركيب مواد پاك كننده با جوهر ماده ديگري بارنگ جديد حاصل مي شود كه نوع رنگ به نوع ماده پاك كننده ونوع جوهر بستگي دارد.
هر چه رنگ زمينه كاغذ به رنگهاي حاصله از پاك شدگي شيميايي نزديكتر باشد تشخيص تغيير رنگ به وجود آمده در استعمال مواد شيميايي پاك كننده مشكل تر مي باشد وچنانچه كاغذ داداري زمينه مخالف با رنگ حاصله از استعمال ماده شيميايي باشد اين رنگ تاحدودي از بين مي رود وكمرنگ شده كاغذ چشمگير تر وقابل توجه بروز مي كند وبه همين دليل است كه تنظيم كنندگان اسناد شناسائي از كاغذهاي رنگي وكاغذهايي كه داراي نقش هاي چاپي رنگي باشند استفاده مي كنند تا در صورت استفاده از مواد پاك كننده تشخيص اين امر به راحتي صورت گيرد.
در كاغذهاي معمولي وكاغذهاي داداري نقوش سطح كه در مدارك شناسائي از آن استفاده مي شود چنانچه جاعلين با استفاده از مواد شيميايي نوشته هاي متن را محو به جاي آن نوشته اي مورد نظر را تحرير نمايند شیارهاي احداثي بر روي صفحه ناشي از فشار قلم به كار رفته در تحرير سند ومدارك اگر از خودكار استفاده شده باشد با ذره بين نيز مشهود ونمايان خواهد شد.
2 - سوختگی شیمیائی
مواد شيميايي پاك كننده به دليل خاصيت شديد حلاليت مواد نرم كننده كاغذ را از بين برده والیاف سلولز را سوزانده (سوختگی شیمیائی )وشكننده مي كنند.اگر شدت سوختگي زياد ياشد كاغذ در قسمت مذبور در جهات مختلف به خصوص طول ماشيني كاغذ ( طول ماشيني لزوماًبا طول ظاهري كاغذ يكسان نيست ومي تواند در خلاف جهت آن باشد )شكستگي پيدا مي كند واين شكستگي در محدوده مركزي استعمال مواد شيميايي بيشتر است.براي امتحان سوختگي شيميايي را مي توان دو ناخن شست وانگشت مياني را (از پشت وروي كاغذ )ابتدا در يك محل عادي وسپس در محلي كه مشكوك به استعمال مواد شيميايي مي باشد فشار يكساني وارد آورد در قسمت عادي كاغذ به دليل وجود لطافت وقابليت انعطاف اتفاقي روي نمي دهد وتنها آثاري از فشار دو ناخن باقي مي ماند ليكن در محلي كه مواد شيميايي كاغذ را سوزانده باشد فشار يكسان با فشار قبلي باعث شكسته شدن وخرد شدن كاغذ مي گردد.
اغلب اوقات جاعلين در پاك شدگي شيميايي وقتي با شكستگي كاغذ مواجه مي شوند براي پنهان كردن اين امر چند پارگي در حواشي همان قسمت به طور مصنوعي ايجاد كرده وسپس بانوار چسب اقدام به چسباندن اين قسمت هانمايندتا با اين كار از هم گسيختگي شيميايي كاغذ را مخفي كرده وطبيعي جلوه دهند .
3 - ايجاد چروکهای ریز وكوچك در قسمت پاك شده
همانگونه كه قبلاً توضيح داده شد الياف سلولز در جهت طول ماشيني در كنار يكديگر قرار گرفته اند. ( كه اين حالت را مي توان تنه درختان كه هنگام حمل ونقل در رودخانه در كنار يكديگر قرار مي گيرند تشبيه نمود )الياف سلولز در صورت برخوردمواد مايع تنها از جهت قطر افزايش پيدا كرده ودر نتبجه به يكديگر فشار وارد مي آورند لذا به علت چسبندگي كه بين آنها وجود دارد امكان افزايش طولي در كل آن وجود نداردبنابر اين در همان قسمت چروكهايي ايجاد مي شود كه پس از خشك شدن نيز آثار اين چروكها باقي مي ماند.
لذا ايجاد كمي وزيادي اين چروكهابه جنس سلولز ونوع وميزان ماده شيميايي ونوع مواد اضافي كاغذ ونحوه جعل بستگي دارد .ممكن است براي پنهان سازي اين مسئله جاعل در كاغذ چروكهايي مصنوعي به وجود بياوردكه تشخيص افتراق اين دو نوع چروك بدين صورت است :
اولاً :چروكهايي كه در اثر برخورد با مايعات به وجود مي آيد همگي موازي با هم در يك جهت ( جهت طولي ماشيني )ايجاد مي شوند در صورتي كه در چروكيدگي كه بر اثر فشار حاصل شده باشد چروكها در تمام جهات ايجاد مي گردد.
ثانیاً : كاغذ در برخورد با مايعات در سطح افزايش حجم پيدا كرده وپس از خشك شدن به حالت اوليه باز نمي گردد( چون كاغذ در كارخانه تحت فشار وبا اتوهاي بزرگ خشك مي شود )در نتيجه مقدار اضافه دركاغذايجاد مي شود كه اين اضافه حجم در سطح وساير چروكيدگيها وجود ندارد.
4 - عكسل العمل نوری متفاوت
چون مواد شيميايي پاك كننده در برابر نور ماوراءبنفش عكسل العمل وبازتاب نوري متفاوتي در انواع كاغذ ايجاد مي كنندلذاقسمتهايي از صفحه كاغذ كه مورد دستبردگي قرا گرفته اند باقسمتهاي ديگر همان صفحه تفاوت دارند (كه اين بازتاب نوري ممكن است بانور وچشم عادي وغير مسلح قابل رؤيت نباشد ليكن چون نورهاي آبي وبالاتر از آن –بنفش وماوراءبنفش – داراي انرژي بالايي هستند مرز عكسل العمل هاي نوري مواد در مقابل آن افتراق بسيار داشته وقابل تشخيص وتفكيك مي گردد)
بسياري از جاعلين پس از پاك شدگي شيميايي براي از بين بردن لكه هاي ظاهري باقيمانده از مواد شيميايي اقدام به شستشوي كل سند نموده وپس از آن سند را اتو وصاف مي كند كه هر يك بيانگر عمل متقلبانه وغير عادي مي باشد.
5 - به وجود آوردن آثار جانبي
مواد پاك كننده در هنگام استعمال از كاغذ نفوذ كرده وچنانچه در ظهر برگ نوشته هايي وجود داشته باشد در آن نوشته ها تغييراتي به وجود مي آورد .وچنانچه مدارك شناسايي از چند ورق تشكيل شده باشد هنگامي كه بسته مي شود وصفحات روي هم قرار مي گيرد باقيمانده مواد شيميايي موجود در قسمت پاك شده برروي سطح كاغذ مقابل خود تاثير مي گذارد.
بنابر اين هنگام كنترل مدارك شناسايي تغيير رنگ ويا وجود لكه در يك قسمت ممكن است از فعل وانفعالات ظهر همان قسمت در صفحه ماقبل يا سطح مقابل اين قسمت ناشي شده باشد زيرا ممكن است در قسمتي كه لكه مشهود است مندرجات ظهر از اهميت ويژه اي برخوردار ياشد.
برگرفته از وبلاگ :
آری وطنم کمرش شکست زیر بار این همه غم و مصیبت
زلزله از جان مردم من چه می خواهی ؟

همانطوری که سرداران باقر خان و .. و میرزا کوچک خان و دلواریها و شهدایی که در هشت سال جنگ تحمیلی به درجه رفیع شهادت نایل امدند .
همه و همه انها برای ما واجب احترامند . درود بر شرف هر کسی که به هر نحوی دفاع از کشور می کند در هر لباس و هر جایی ...

برگرفته از وبلاگ دوست خوبم آقای ابوطالب ندری ( عکاس خوب گلستانی )
اما در اين كشور غذاهايي نيز پخته ميشوند كه به علت عموميتيافتن در سراسر كشور،جزو غذاهاي سنتي و ملي آن به شمار ميآيند. معروفترين اين غذاها عبارتاند از:
چلوكباب (برنج دمكرده با كباب)؛ آبگوشت (مخلوط گوشت گوسفند با حبوبات و ادويه و سيبزميني)؛فسنجان (غذايي از گوشت پرنده و به ويژه اردك و غاز با مغز گردو و ربانار)؛ دلمه (غذاهاي گوشتي پيچيده دربرگمو تازه)، و انواع خورشهاي سبزي و قيمه كه با برنج صرف ميشوند.
در ناحيههاي شمال و غرب ايران نيز علاوه بر چلوكباب و كوفته مشهور تبريزي با برخي سبزيها و گياهانخودرو و حبوبات، انواع غذاهاي محلي (آش و شوربا) با گوشت يا بيگوشت پخته ميشوند، كه طرفدارانبسياري دارند. خاويار كه از ماهيان دریای مازندران (خزر) به دست ميآيد، شهرتي جهاني دارد و غذايي بسيارمقوي است.
با گوشت ماهي نيز در شمال و جنوب ايران غذاهاي گوناگون پخته ميشود. ميگوي ايران از بهترينمحصولات غذايي دريايي است و با توجه به مرغوبيت و درشتي ميگوي خليج فارس، غذاي لذيذي از آن تهيهو عرضه ميشود. شاه ميگوي (لابستر) ايران اشتهار جهاني دارد.
پخت نان در ايران به روشهاي گوناگون انجام ميشود. نانهاي ايران، نانهايي نازكاند و پختوپز سطحيدارند؛ از اين رو بسيار نرم هستند. نان در ايران غالباً به صورت تازه مصرف ميشود. انواع نانهاي ايرانيعبارتاند از: لواش، تافتون، سنگك و بربري. دوغ كه نوشيدني سرد و سنتي ايران است، همراه با برخي ازسبزيهاي معطر با غذا صرف ميشود.
در طول ماه عبادت و روزه داري رمضان، هيچ غذايي از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب مصرف نمي شود. خانواده-ها وقت سحر از خواب بيدار می شوند. همين کار در غروب آفتاب نيز انجام مي شود. شيريني هاي تردِ تهيه شده از کره، که در شربت قرار داده شده اند، اغلب استفاده مي-شوند. دو نوع از آنها رايج هستند: زولبيا، که تا حدي شبيه به بيسکويت نمکي داراي چند رشته اي ميباشد و باميه، که کمي شبيه پوست باميه است، که بر همين اساس نيز نامگذاري شده.
غذاهايي اغلب تهيه ميشوند که به عنوان نذر در اجتماع توزيع مي شوند. هنگامي که يک گوسفند براي مراسم خاصي ذبح مي شود، معمول است که گوشت آن را ميان تمام همسايگان پخش مي-کنند. اغلب به شکرانه خواسته اي که از سوی خداوند اجابت شده است، غذا براي عموم مردم تهيه مي شود. به همين شکل، در طول مراسم عزاداري امام حسين(ع) در ماه محرم و صفر، هزينه وعده هايِ غذايِ عمومي توسط افراد خيّر پرداخت مي شود.
برگرفته از سایت : شهر مجازی زبان و ادب فارسی
پوشش زن و مرد ایرانی ازجمله مسایلی است كه از دوران باستان در ایران دارای اهمیت بوده و در شرع مقدس اسلام نیز برآن تأكید بسیار شده است. پوشش ایرانی از ابتدای تاریخ باستانی این كشور تا كنون دست خوش تحولات جدی نشده و مفهوم پوشش از زمان باستان به این سو در فرهنگ ایرانی حفظ شده است. بررسی پوشاك از این لحاظ اهمیت دارد كه می توان اطلاعاتی دررابطه با سیر تحول تاریخی, زیبا شناسی, اعتقادات, طبقات اجتماعی و پیشرفت صنعت به ویژه نساجی و پارچه بافی یك قوم یا تمدن كسب كرد.
● به طوركلی عوامل موثر بر فرم لباس ها درجوامع مختلف عبارتند از:
۱) شرایط جغرافیایی و محیطی و آب و هوا
۲) نحوه زندگی و اسكان و اوضاع اجتماعی
۳) جنگ ها و اوضاع سیاسی و نوع حكومت
۴) شرایط و اوضاع اقتصادی و پیشرفت های تكنولوژی
۵) اعتقادات مذهبی و آداب و رسوم
۶) نظام طبقاتی حاكم بر جامعه
۷) روابط فرهنگی, اقتصادی و سیاسی با سرزمین های مجاور.
پوشاك ایرانیان در زمان ۵۵۰ قبل از میلاد تا دوران جنگ های صلیبی، ادامه لباس بابلی ها و آشوری ها و بسیارمتنوع و گوناگون بود. آن ها لباسی به نام «كندیس» به تن می كردند كه از پشم، كتان و ابریشم تهیه می شد. كندیس موجود در این دوران لباسی بود با آستین های گشاد كه به صورت پیلی هایی منظم در پشت بازو قرار می گرفت. دامن این لباس در جلو شكم یا در زیر پهلوها چین می خورد و به شكل پیلی هایی منظم در می آمد. در زیر این لباس، پیراهن و شلوار زیر و جوراب می پوشیدند. براساس اعتقاد پژوهش گران، این نخستین باراست كه در تاریخ، لباس زیر، آن هم از نوع دوخته شده آن مطرح شده است. البته دراین زمینه تردیدهایی نیز مطرح شده ولی آن چه مسلم است این كه در ۱۳۵۰ قبل از میلاد به شهادت آثاری كه از تمدن عیلامی به دست آمده، ایرانیان «لباس كامل» به تن می كرده اند. لباس كامل متشكل از یك دامن بلند و تن پوشی با آستین های بلند بوده كه بر تن پیكره های پادشاهان و ملكه های عیلامی یافت شده است. مردان بلند پایه اجازه داشتند كندیس بر تن كنند كه آن را نیز پادشاه هدیه می داد. كندیس به رنگ بنفش مایل به آبی بود و تزییناتی به رنگ سفید و نقره ای داشت در حالی كه كندیس گروه های اجتماعی پایین تر، سرخ رنگ بود. این رنگ قرمز ساردی نام داشت و از شكوفه های درخت ساندیكس گرفته می شد.
بعدها رداهایی از ابریشم و پشم به رنگ های گوناگون عرضه شد. لیكن رنگ های قرمز، زرد و آبی تیره از محبوبیت بیش تری برخوردار بودند. بنفش و آبی تیره از رنگ های سلطنتی به شمار می رفت و قهوه ای رنگ ویژه سوگواری بود. درایران قبل از میلاد، پادشاه؛ شالی از پارچه طلا و همسرش كمربندی از طلا كه به آن كیف پول خود را می آویخت، به كمر می بستند. گفته شده است كه عایدی شهرها، به عنوان «پول توجیبی» از سوی برخی از پادشاهان به همسرانشان بخشیده می شد. دریك نقش، تصویری از شاه باستانی ایران نشان داده شده است با ردایی به رنگ بنفش با برودری دوزی از نخ های طلا و مزین به جواهر.
بعدها كند یس جای خود را به كتی داد كه روی شلوار پوشیده می شد و به طور یقین منشاء كت و شلوار استاندارد امروزی مردان بوده است. درایران باستان، كفش را از چرم نرم به رنگ زرد و به شكل پا می ساختند كه تا مچ پا را می پوشاند و به وسیله دكمه و تسمه هایی كه روی آن نصب شده بود، بسته می شد. بعدها تزییناتی از چوب مروارید و سنگ های گران بها همراه با برودری دوزی های زیبا به كفش افزوده شد. دست كش، چوب دستی گران بها و بادبزن با دسته بلند، ویژه خاندان سلطنتی بود كه توسط خدمه حمل می شد. جواهرمورد استفاده ایرانیان بسیار هنرمندانه و زیبا، از طلای وزین مروارید نشان، همراه با میناكاری و سنگ های كم یاب ساخته می شد. سنگ ها به شكل سرانسان تراش داده می شد. گوشواره، دست بند، گردن بند و انگشتر به ویژه انگشتر مهردار به نشانه اقتدار مورد استفاده بوده است. ایرانیان قوطی و شیشه هایی از مرمر برای نگه داری عطر و لوازم آرایش داشتند. دختران در سن ازدواج كه پانزده سالگی بود، گوش واره می آویختند. هم چنین دختران و پسران دراین سن موظف بودند كمربند تبرك یافته ای را به كمر ببندند.از زنان ایران باستان شمار اندكی تندیس به جای مانده است و همین امر اظهار نظر در مورد پوشش آن ها را دشوار می كند؛ زیرا زنان در زندگی اجتماعی شركت چندانی نداشتند ولی نقش برجسته ای كه از سده پنجم پیش از میلاد در دست است، یك ملكه را در پیراهن و شلواری كامل نشان می دهد و احتمالا لباس زنان دوران های بعد نیز چنین بوده است.
پارسیان لباس هایی مانند لباس های مردم امروزی بر تن می كردند. بعد ها خود را به زیورآلات مادی نیز می آراستند. جز دو دست؛ باز گذاشتن هر یك از قسمت های بدن را خلاف ادب می شمردند و به جهت ستر سر و پای خود؛ از سربند یا كلاه یا پاپوش استفاده می كردند. شلواری سه پارچه و پیراهنی كتانی و رولباسی می پوشیدند كه آستین آن ها دست ها را می پوشاند و كمر بندی بر میان خود می بستند. گفته می شود بسیاری از طرح های کنونی پوشاک؛ از جمله لباس های مربوط به دوچرخه سواری و اسب سواری از لباس های ایران باستان الهام گرفته شده است و پوشاک قبایل کرد و لر در ایران نیز تا حد زیادی ملهم از لباس های هخامنشیان و پارت ها است.
بیش تر مورخین چنین اظهار نظر كرده اند كه لباس مادها را هخامنشیان نیز مورد استفاده قرار داده اند. لباس آن دوران نیز از ۳ قطعه پارچه متفاوت درست شده بود كه به كمك حاشیه ها از یك دیگر مشخص می شدند. حاشیه درهمه لبه ها و كناره های لباس به چشم می خورد. بالاترین قطعه لباس, پارچه ای بود كه روی شانه ها قرار می گرفت. این پارچه از این مچ دست تا آن مچ دست را در بر می گرفت و سوراخی برای عبور سر در میان داشت و در قسمت جلو تا روی سینه و در پشت تا روی شانه ها را پوشش می داد. دوم پارچه یك رنگی بوده به طرف پایین بدن در جلو تا كمر و در پشت تا زیر نشیمن گاه و قطعه سوم پارچه ای نقش دار بوده كه به صورت لنگ بسته می شد و در پشت و جلو قدی یكسان داشته است.
اگرچه پوشیدن لباس برای جلوگیری از سرما و تابش آفتاب یا به منظور ستر و پوشش بدن است، اما در برخی فرهنگ ها، انتخاب رنگ و نقش های روی پارچه و تزیین لباس با منجوق های رنگارنگ و حاشیه های زردوزی و گلابتون یا چین واچین ها یا دوختن سكه (طلا، نقره و امروزه نیكل) بر آن ها، معرف قومیت، شخصیت و منزلت اجتماعی است. درایران امروزی اقوام مختلف ایرانی با توجه به فرهنگ ها و آداب و رسوم خاص خود دارای لباس های مخصوصی هستند. زنان روستایی و ده نشین، به ویژه زن ایلاتی و عشایری، بنابر ذوق ملی و روح زیباپسند خود و برای ایجاد تنوع و خوش آیندی در اقلیم های خشك و یك نواخت و دشت ها و بیابان ها یا سرزمین های سبز و خرم و تطابق خود با محیط، در انتخاب شكل و رنگ پارچه جامه های خود، اغلب به رنگ های شاد و تركیب های زیبا ودل نواز روی می آورند.
لباس كُردی با انواع گوناگون آن در میان ایلات و عشایر و روستاییان منطقه كردستان و تنوع آن ها در نزد مردان و زنان و تزیین آن ها با زردوزی، قلاب دوزی و پولك دوزی و یا كلاه زنان كرد كه به پولك های الوان و سكه های قدیمی و رایج، حتی اشرفی طلا و سكه های نقره سلاطین قاجار مزین است؛ موسوم به «كلا و پولك» و كلا و لیره، یا سربندهای پارچه ای نخی و ابریشمی (كلاغی) – همگی دلایل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دارند و از نقطه نظر تحول منزلت اجتماعی و حتی ویژگی فرهنگ ایلی یا روستایی معرف موقعیت مشخصی در جامعه هستند. البته در این میان، تأثیر محیط طبیعی، آب و هوا و شیوه كار را در نوع لباس ایلات و عشایر نباید از نظر دور داشت.
با این همه، پوشاك ایرانی از نظر ویژگی های ظاهری مشتركاتی دارند كه در اینجا به طور كوتاه و گذرا به آن ها اشاره می شود. درمیان زنان، استفاده از پوشش سر به شكل های مختلف صورت می گیرد، مانند مقنعه در میان زنان تركمن شمال و زنان زرتشتی، و چارقد كه توری است، درمیان زنان بلوچ و دستار، به رنگ های مختلف، درمیان زنان كُرد. پیراهن های بلند و گشاد به صورت های مختلف یا دامنی های پرچین. آستین های بلند به شكل های مختلف تنگ، گشاد، با حاشیه و نواردوزی شده نیز زیاد مورد استفاده واقع می شود. دردوخت بیش تر لباس های زنان روستایی و عشایری از انواع پارچه ها و نوارهای زردوزی شده استفاده می شود. استفاده از زیورآلات یا دوختن سكه ها و منجوق و پولك به لباس نیز متداول است.
لباس مردان روستایی و عشایری با تغییرات بسیاری رو به رو بوده و بیش تر لباس ها یك دست شده است. استفاده از بلوز و شلوار در لباس های بومی و محلی مشهود است؛ بیش تر شلوارها گشاد و چین دار دوخته می شوند و برخی از پیراهن ها مانند پیراهن مرد بلوچ، بلند تا سر زانوست. پیراهن مردان نیز بیش تر به صورت گشاد دوخته می شود و استفاده از كلاه یا عمامه یا عرق چین نیز معمول است. عرق چین نزد مردان بلوچ، كلاه نزد كردها، عمامه نزد سیستانی ها از اهمیت زیادی برخوردار است.
تزیین بدن، از جمله خال كوبی پیشانی، گونه ها، زیرلب و دست ها، نوع رایج تزیین بدن در جوامع عشایری است. هم چنین آویختن زیورآلات در گوش و بینی، گلو و دست و پا، با مفاهیم رمزی یا آداب و مناسك عشایر ارتباط دارد. نوع پارچه، دوخت، تزیین و نام انواع پوشاك و زیورهای زنانه در نزد ایلات و عشایر از تنوع چشم گیری برخوردار است.
درباره پوشاك مردم شهری امروز ایران نیز می توان گفت كه با تغییر كلی كه در پوشش مردان به وجود آمد، پوشیدن كت و شلوار، پیراهن، كفش و پالتو در زمستان در شهرهای بزرگ ایران معمول است و اكنون ظاهر شدن در انظار عمومی بدون كلاه، ناپسند نیست. پوشش زنان شهری نیز در ایران در مقایسه با قدیم تفاوت هایی دارد ولی اصل پوشش كه از ایران باستان به این سو رعایت می شده هم چنان پا برجا و استوار است. پوشش زنان امروزی را پیراهن كه غالباً تا زانو و یا زیرزانو می رسد؛ یا بلوز و شلوار, كت و دامن و جوراب و پالتو در زمستان، در طرح ها و رنگ های متنوع تشكیل می دهد.
پوشاك زنان ایرانی در مقایسه با دیگر نقاط جهان تا حدودی یك دست و فرم است. برخی از زنان ایرانی در خارج از منزل چادر مشكی و معدودی چادر رنگی بر سر می كنند. گروهی از زنان و دختران نیز انواع مانتو كه پیراهنی بلند و گشاد است، با روسری یا مقنعه در رنگ های مختلف استفاده می كنند كه البته در اداره ها, دانشگاه ها و مكان های دولتی رنگ های فرم و خاصی استفاده می شود.
برگرفته از سایت : شهر مجازی زبان و ادب فارسی
جزایر عمده ایران را در خلیج فارس میتوان به شرح زیر برشمرد :
جزیره ی هرمز : طول محیط این جزیره بیضی شکل حدود 6000 متر است و در مدخل خلیج فارس به سبب موقعیت جغرافیایی آن، مجاورت با تنگهی هرمز به عرض حداقل 56 کیلومتر و به عمق حداکثر 115 متر از نظر نظامی و بازرگانی از اهمیت خاصی برخوردار است. «آلبوکرک» دریاسالار پرتغالی در سال 886 ش. (1507م.) این جزیره را تسخیر کرد و با ایجاد استحکامات نظامی، بیش از یک قرن تا دوران «شاه عباس» صفوی (1622 م.) بر کرانههای خلیج فارس تسلط داشت. هماکنون آثار و خرابههای قلعه پرتغالیها در شمال جزیره در نزدیکی آبادیهای فعلی دیده میشود.
جزیره ی خارک : خارک به طول تقریبی 10 کیلومتر و عرض از 4 تا 5 کیلومتر، جزیرهای است مرجانی، درساحل خلیج فارس، شمال غربی بندر بوشهر، که تا این بندر حدود 65 کیلومتر فاصله دارد.
جزیره ی خارک برای ایجاد لنگرگاهها، با مزایای طبیعی و سواحل عمیق آن، برای پهلو گرفتن نفتکشهای اقیانوسپیما بسیار مناسب است، به ویژه که قشر سنگی چون پشتهای که سطح جزیره را پوشانده، در وسط جزیره به بلندی 60 مترمیرسد و این بلندیها موجب میشوند بندرگاههای شرقی خارک را در مقابل شدت جریان باد که در جهت شمال غربی و جنوب شرقی میوزند، محفوظ نگاه دارند. اگرکارشناسان، اکنون این جزیره را به عنوان مرکز تأسیسات عظیم صدور نفت برگزیدهاند، دریانوردانِ خلیج فارس نیز در ادوار گذشته از آن برای پهلو گرفتن کشتیها استفاده میکردند.
جزیره ی قشم : این جزیره در نزدیکی تنگه ی هرمز، بزرگترین و پرجمعیتترین جزیره ی خلیج فارس است. سواحل آن برای ایجاد لنگرگاه مناسب است. اطراف آن را کوههای آهکی فرا گرفته و اراضی داخلی دارای چراگاههای مناسب احشام، همچنین مستعد برای کشت و زرع و ایجاد باغهای میوه ونخلستان است. در این جزیره، معادن نمک و خاک سرخ یافت میشود.
جزیره ی کیش : جزیره ی کیش با وسعت حدود 85 کیلومتر مربع پس از قشم، از دیگر جزایر ایران در خلیج فارس اهمیت بیشتری دارد. بخش بزرگ مساحت آن مسطح و مستعد کشاورزی است و دارای نخلستانهای متعدد. در این جزیره در سالهای اخیر به عنوان یک منطقهی آزاد تجاری، تأسیساتی به منظور جلب بازرگانان و جهانگردان داخلی و خارجی دایر شده است.
جزیره ی هنگام : این جزیره با آبادیهای کوچک خود جمعا به وسعت حدود 50 کیلومترمربع در جنوب جزیره ی قشم واقع شده و دارای معادن نمک و خاک سرخ و سرب است. صید ماهی از اشتغالات عمده ی ساکنان آن به شمار میرود.
جزیره ی لارک : به مساحت تقریبی 83 کیلومتر مربع درجنوب جزیره هرمز واقع شده، عمق دریا در اطراف جزیره نسبتا زیاد است. ارتفاعات آن نمکی و دارای معادن سنگ آهن است و معیشت معدود ساکنان آن از راه پرورش دام و صید ماهی تأمین میشود.
جزیره ی لاوان (شیخ شعیب) : به وسعت تقریبی 120 کیلومتر مربع در شمال غربی جزیره کیش، به فاصله ی 18 کیلومتری ساحل قرار گرفته و مردم آنجا بیشتر به صید مروارید اشتغال دارند. این جزیره به سبب عملیات شرکت نفت لاوان، اهمیت پیدا کرده است.
جزایر تنب کوچک و تنب بزرگ : این دو جزیره، به فاصله 12 کیلومتر از همدیگر در جنوب جزیره ی قشم واقع شدهاند. ساکنان تنب بزرگ از راه صید ماهی و مروارید امرار معاش میکنند.
جزیرهی ابوموسی : به مساحت تقریبی 20 کیلومتر مربع با مختصر کشاورزی در جنوب بندر لنگه واقع شده و ساکنان اندک آن از طریق صید ماهی و مروارید ارتزاق میکنند.
جزیرهی هندورابی : به مساحت تقریبی 36 کیلومترمربع در 76 کیلومتری بندر لنگه از جزایر ایرانی ساحل خلیج فارس است. ساکنان جزیره هندورابی بیشتر به صید ماهی و مروارید اشتغال دارند، و گروه اندکی نیز به کشاورزی میپردازند.
برگرفته از سایت : شهر مجازی زبان و ادب فارسی
برای مدتهای مدیدی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران همچنان دارای ۲۴ استان بود. در سال ۱۳۷۲ استان اردبیل از استان آذربایجان شرقی جدا شد.
همچنین استان قم در سال ۱۳۷۴ از استان تهران جدا شد و قزوین در سال ۱۳۷۳ از استان زنجان جدا و به استان تهران پیوست و در سال ۱۳۷۶ به استان قزوین مبدّل شد.
پس از آن استانهای اردبیل از آذربایجان شرقی و گلستان از مازندران جدا شدند و در سال ۱۳۸۳، استان خراسان به سه استان: خراسان جنوبی، خراسان شمالی و خراسان رضوی تقسیم شد و در تاریخ ۲/۴/۱۳۸۹ با تایید مجلس شورای اسلامی استان تهران به دو استان تهران و البرز تقسیم شد.
به این ترتیب اکنون ایران از ۳۱ استان تشکیل شدهاست. پایتخت کنونی ایران تهران میباشد که بر اساس طرح آمایش سرزمین که در سال ۱۳۸۸ توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شد، پایتخت ایران باید تا ۱۶ سال دیگر (۱۴۰۴ هجری شمسی) از تهران به مکانی دیگر انتقال یابد.
مساحت استانهای ایران برپایهٔ تقسیمات کشوری سال ۱۳۸۹ خورشیدی:
ردیف
نام استان
مرکز
مساحت
۱
کرمان
کرمان
۱۸۱٬۷۸۵
۲
سیستان و بلوچستان
زاهدان
۱۸۰٬۷۲۶
۳
یزد
یزد
۱۲۹٬۲۸۵
۴
خراسان رضوی
مشهد
۱۲۸٬۹۴۹
۵
فارس
شیراز
۱۲۲٬۶۰۸
۶
اصفهان
اصفهان
۱۰۷٬۰۲۹
۷
سمنان
سمنان
۹۷٬۴۹۱
۸
خراسان جنوبی
بیرجند
۸۵٬۲۹۰
۹
هرمزگان
بندر عباس
۷۰٬۶۹۷
۱۰
خوزستان
اهواز
۶۴٬۰۵۵
۱۱
آذربایجان شرقی
تبریز
۴۵٬۶۵۰
۱۲
آذربایجان غربی
ارومیه
۳۷٬۴۱۱
۱۳
کردستان
سنندج
۲۹٬۱۳۷
۱۴
مرکزی
اراک
۲۹٬۱۲۷
۱۵
خراسان شمالی
بجنورد
۲۸٬۴۳۴
۱۶
لرستان
خرمآباد
۲۸٬۲۹۴
۱۷
کرمانشاه
کرمانشاه
۲۴٬۹۹۸
۱۸
مازندران
ساری
۲۳٬۸۴۲
۱۹
بوشهر
بندر بوشهر
۲۲٬۷۴۳
۲۰
زنجان
زنجان
۲۱٬۷۷۳
۲۱
گلستان
گرگان
۲۰٬۳۶۷
۲۲
ایلام
ایلام
۲۰٬۱۳۳
۲۳
همدان
همدان
۱۹٬۳۶۸
۲۴
اردبیل
اردبیل
۱۷٬۸۰۰
۲۵
چهارمحال و بختیاری
شهرکرد
۱۶٬۳۳۲
۲۶
قزوین
قزوین
۱۵٬۵۶۷
۲۷
کهگیلویه و بویراحمد
یاسوج
۱۵٬۵۰۴
۲۸
گیلان
رشت
۱۴٬۰۴۲
۲۹
تهران
تهران
۱۲٬۹۸۱
۳۰
قم
قم
۱۱٬۵۲۶
۳۱
البرز
کرج
۵٬۸۳۳
برگرفته از سایت : شهر مجازی زبان و ادب فارسی
ردیف
نام استان
مرکز
مساحت
۱
کرمان
کرمان
۱۸۱٬۷۸۵
۲
سیستان و بلوچستان
زاهدان
۱۸۰٬۷۲۶
۳
یزد
یزد
۱۲۹٬۲۸۵
۴
خراسان رضوی
مشهد
۱۲۸٬۹۴۹
۵
فارس
شیراز
۱۲۲٬۶۰۸
۶
اصفهان
اصفهان
۱۰۷٬۰۲۹
۷
سمنان
سمنان
۹۷٬۴۹۱
۸
خراسان جنوبی
بیرجند
۸۵٬۲۹۰
۹
هرمزگان
بندر عباس
۷۰٬۶۹۷
۱۰
خوزستان
اهواز
۶۴٬۰۵۵
۱۱
آذربایجان شرقی
تبریز
۴۵٬۶۵۰
۱۲
آذربایجان غربی
ارومیه
۳۷٬۴۱۱
۱۳
کردستان
سنندج
۲۹٬۱۳۷
۱۴
مرکزی
اراک
۲۹٬۱۲۷
۱۵
خراسان شمالی
بجنورد
۲۸٬۴۳۴
۱۶
لرستان
خرمآباد
۲۸٬۲۹۴
۱۷
کرمانشاه
کرمانشاه
۲۴٬۹۹۸
۱۸
مازندران
ساری
۲۳٬۸۴۲
۱۹
بوشهر
بندر بوشهر
۲۲٬۷۴۳
۲۰
زنجان
زنجان
۲۱٬۷۷۳
۲۱
گلستان
گرگان
۲۰٬۳۶۷
۲۲
ایلام
ایلام
۲۰٬۱۳۳
۲۳
همدان
همدان
۱۹٬۳۶۸
۲۴
اردبیل
اردبیل
۱۷٬۸۰۰
۲۵
چهارمحال و بختیاری
شهرکرد
۱۶٬۳۳۲
۲۶
قزوین
قزوین
۱۵٬۵۶۷
۲۷
کهگیلویه و بویراحمد
یاسوج
۱۵٬۵۰۴
۲۸
گیلان
رشت
۱۴٬۰۴۲
۲۹
تهران
تهران
۱۲٬۹۸۱
۳۰
قم
قم
۱۱٬۵۲۶
۳۱
البرز
کرج
۵٬۸۳۳
| نام شهر | سوغات |
| اردبیل | عسل، حلوای سیاه |
| ارومیه | نقل، عرق بیدمشک |
| استهبان | انجیر، زعفران، مویز، شیره انگور، کماچ |
| اسکو | حلوا گردویی |
| اصفهان | گز، صنایع دستی |
| اهر | اهری |
| بجنورد | شکرپنیر |
| بروجرد | کلوچه روغنی |
| بیرجند | زعفران،قالی، زرشک، عناب |
| تبریز | قالی، قرابیه، نوقا، ریس |
| تکاب | قالیچه |
| تهران | دوغ اراج، کتاب |
| دامغان | پسته |
| دلیجان | جوز قند، نبات، حلوا شکری |
| زنجان | چاقو |
| زاهدان | ادویه های محلی،میوه های گرمسیری مانند انبه.پاپایا.صنایع دستی،نان ها و شیرینیجات |
| سرخس | خربزه ( باخرمن ) |
| سیرجان | پسته، مسقطی |
| شیراز | آبلیمو،آبغوره، شراب، عرقیات، نان یوخه، صنایع دستی |
| فردوس | زعفران، انار، پسته، زرشک |
| قم | سوهان |
| قمصر | گلاب |
| قوچان | کشمش، انگور، عرق شاد |
| کرمان | زیره |
| کرمانشاه | روغن حیوانی، کاک، نان برنجی |
| گرگان | نان خرمایی، حلوا اماج |
| گناباد | زعفران، پسته - پسته گناباد |
| گهواره | تنبور |
| لارستان | مسقطی |
| لالجین | سفالینه |
| لاهیجان | کلوچه |
| لیقوان | پنیر |
| محلات | گل، حلوا |
| مراغه | باسلوق، سجوق، شیرینی چای، صابون، آجیل،خشکبار، عسل سهند، قالی ابریشمی |
| مشهد | مُهر، نبات،زعفران، ظروف سنگی |
| نیشابور | ریواس ، فیروزه، باقلا |
| یزد | قطاب، پشمک، باقلوا ، ترمه و کیک یزدی |
برگرفته از : شهر مجازی زبان و ادب فارسی
سال نو بر همه هم میهنان خوبم خجسته و میمون باد .
همیشه پیروز و پایدار در سایه ایزد یکتا بمانید .


نامه نگاری محرمانه انیشتین فیزیک دان معروف به آیت الله بروجردی ......
متن نامه + تفسیرات
چگونه یک حدیث، اینشتین را شگفتزده کرد؟
هیچ
جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود و تنها این مذهب شیعه
است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثر
دانشمندان آن را نفهمیدهاند.
«آلبرت اینشتین» فیزیکدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله علمی خود با عنوان «دی ارکلارونگ Die Erklarung»
(به معنای بیانیه) که در سال 1954 در آمریکا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام
را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را کاملترین ومعقولترین دین
دانسته است.
این رساله در حقیقت همان نامهنگاری محرمانه اینشتین
با مرحوم آیتالله العظمی بروجردی است. اینشتین در این رساله «نظریه نسبیت»
خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از کتابهای شریف نهج البلاغه و
بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر
مغزی یافت نمیشود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی
پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیدهاند.
یکی
از این حدیثها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم
(ص) نقل میکند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به
ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص)
از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان،
هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است».
اینشتین این حدیث را
از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و
شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد. اینشتین همچنین در این رساله «معاد
جسمانی» را از راه فیزیکی اثبات میکند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس
فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» میداند: E = M.C2 >> M = E /C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره میتواند عینا به تبدیل به ماده و زنده شود.
اینشتین
در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی
بزرگ» یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز»
یاد کرده است.
اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسایل امنیتی به
صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و
نگهداری میشود.
این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ،
با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیلسازی بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یک
عتیقهفروش یهودی خریداری کرد.
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانهای چک شده و تأیید گشته است.
http://softarchive.ir/softarchive/article1574.html
برگرفته از سایت دوست گرامی ام آقای عزت الله فرید نیا
اگر کسی در حالت سکته قرار گرفت قبل از حمل به بیمارستان، با سوزنی تمیز سر 10
انگشت او را زخمی کنید تا دو قطره خون بیاید و از لخته در مغز جلوگیری شود
.
توصیه های یک پروفسور چینی:
یک سرنگ یا سوزن در خانه نگه دارید
: یک روش غیر قراردادی و شگفت انگیز برای بهبود سکته. این متن را بخوانید شاید روزی
توانستید به کسی کمک کنید.
متحیر کننده است. لطفا این متن را در دسترس
بگذارید توصیه های بسیار خوبی هستند . چند دقیقه صرف مطالعه آن بکنید هرگز تصور نمی
کنید که ممکن است زندگی یک نفر بستگی به شما داشته باشد.
پدر من بر اثر
سکته فلج شد و سپس مرد. کاش من چیزی در باره این نوع کمک های اولیه می دانستم .
هنگامی که حمله صورت می گیرد مویرگها به تدریج در مغز پاره می
شوند.
هنگامی که سکته اتفاق می افتد، آرامش خود را حفظ کنید. مهم نیست
قربانی کجاست . او را حرکت ندهید چون مویرگهایش پاره خواهند شد. برای جلوگیری از
سقوط قربانی ، کمکش کنید تا بنشیند سپس می توانید
حجامت را شروع کنید. اگر
در خانه یک سرنگ تزریقی داشته باشید خیلی عالی می شود. در غیر این صورت یک سوزن
خیاطی یا یک سنجاق صاف هم خوب است.
1- سوزن یا سنجاق را روی آتش استریل
کنید بعد با آن سر هر 10 انگشت مریض را خراش دهید.
2- این طب سوزنی نیست فقط
یک خراش یک میلی متری است روی سر انگشتان.
3- خراش بدهید تا خون خارج
شود.
4- اگر خون خارج نشد، با انگشت خودتان سر انگشت مریض را فشار
دهید.
5- وقتی از هر 10 انگشت خون خارج شد چند دقیقه صبر کنید تا بیمار هشیاری
خود را باز یابد.
6- اگر دهان قربانی کج شد لاله گوشهایش را آنقدر بکشید
تا سرخ شوند.
7- بعد هر لاله گوش را دو بار بخراشید تا از هر کدام دو قطره
خون خارج شود.
بعد از چند دقیقه قربانی باید هشیاری خود را بدست بیاورد.
منتظر بمانید تا بیمار دوباره وضعیت طبیعی خود را بدون هر گونه علامت غیر عادی به
دست بیاورد. سپس او را به بیمارستان برسانید. حرکت سریع آمبولانس در راه بیمارستان
و افتادن در دست اندازها با عث پارگی مویرگها می شود.
من در باره نجات
زندگی با حجامت از یک دکتر سنتی چینی به نام "ها بو تینگ" که در سون جیوک زندگی می
کند آموختم. به علاوه من در این زمینه تجربه عملی دارم. پس می توانم بگویم که این
روش صد در صد موثر است.
در سال 1979 من در کالج "فور گاپ " در " تای چونگ" تدریس
می کردم .
یک روز بعد از ظهر مشغول تدریس بودم که ناگهان یک معلم دیگر نفس
نفس زنان وارد کلاس شد و گفت : " خانم لیو عجله کن بیا ، سوپروایزر ما سکته کرده
است." من فورا به طبقه سوم رفتم و دیدم آقای "چن فو تی ین" سوپروایزر ما همه علائم
سکته را دارد: رنگ پریدگی، اختلال در تکلم و کج شدن دهان.
فوراً ا ز یکی از
دانشجویان خواستم تا از داروخانه بیرون مدرسه یک سرنگ بخرد تا با آن سر انگشتان
آقای چن را خراش بدهم. وقتی ازهمه ده انگشتش قطرات خون ( اندازه یک نخود) خارج شد،
رنگ به چهره آقای چن و روح به چشمانش بازگشت . ولی دهانش هنوز کج مانده
بود.
پس گوشهایش را کشیدم تا پر ا ز خون شدند وقتی کاملا سرخ شدند، لاله گوش
راستش را دو بارخراش دادم تا دو قطره خون خارج شود. وقتی از هرلاله گوشش دو قطره
خون خارج شد ، یک معجزه رخ داد.
در عرض 3-5 دقیقه شکل دهانش به حالت طبیعی
خود برگشت و تکلمش هم روان و واضح شد. او را گذاشتیم تا یک مدت استراحت کند و یک
فنجان چای داغ هم دادیم بعد کمکش کردیم تا از پله ها پایین برود.
او را به
بیمارستان "وی واه" رساندیم. یک شب در بیمارستان بستری شد و روز بعد برای تدریس به
مدرسه بازگشت . همه چیز به حالت نرمال در آمد.
به طور معمول قربانیان
سکته از پارگی جبران ناپذیر مویرگها در راه بیمارستان رنج می برند. در نتیجه این
گونه بیماران هرگز بهبود نمی یابند . ( ایرن لیو)
بنابراین ، سکته دومین علت
مرگ است. اگر کسی خوش شانس باشد، زنده می ماند ولی ممکن است تا آخر عمر فلج بماند.
این اتفاق وحشتناکی است که در زندگی می تواند رخ دهد.
اگر همه ما این روش
حجامت را به خاطر داشته باشیم و به سرعت پروسه نجات زندگی را شروع کنیم قربانیان
دوباره احیا شده و صد در صد حالت عادی خود را به دست خواهند آورد.
عجیبترین صحراهای دنیا + عکس
فرهنگ نیوز : کویر و صحراهای زیادی در
دنیا وجود دارد که هر کدام دارای شرایط خاص خودشان هستند. این درحالی است
که برخی از این صحراها دارای ویژگی هایی هستند که شاید در هیچ کجای دیگری
نتوان آن ها را دید. این صحراهای شگفت انگیز هر ساله بازدیدکنندگان زیادی
را به خودشان جذب می کنند.
تکلامکان

این
صحرا در رتبه ۱۵ از جدول بزرگترین صحراهای دنیا قرار دارد و مساحت آن
نزدیک به ۲۷۰ هزار کیلومتر مربع است و در چین واقع شده است. این صحرا در
سال ۲۰۰۸ شاهد بارش برف سنگینی بود که پس از ۱۱ روز باعث سفید پوش شدن آن
شد. این پدیده در یکی از نادرترین پدیده های دنیا است که صحرایی کاملا سفید
پوش از برف شود.
صحرای سالار

بولیوی
میزبان یکی از صحراهای بسیار شگفت انگیز در دنیا است. صحرای سالار
بزرگترین کویر نمکی دنیا است. این صحرا به گونه ای است که به نظر نور
خورشید در آن تابیده و جلوه ای از یک آینه بسیار بزرگ را پدید می آورد و
این در نوع خود منحصر به فرد است. نزدیک به ۴۰ هزار سال پیش این کویر بخشی
از یک دریاچه باستانی بوده است که بعدها با خشک شدن دریاچه تبدیل به کویر
شده است. تخمین زده می شود که نزدیک به ۱۰ بیلیون نمک در این کویر وجود
داشته باشد.
صحرای مارانچسس

یکی
از صحراهای بسیار عجیب دنیا را می توانید در برزیل پیدا کنید. این صحرا
دارای تالاب های بسیار عجیبی است که باعث شده است سطح یک کویر دارای نقطه
های آبی رنگ تالاب ها شود. این کویر ۳۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد و در آن
۳۰۰ بار بیشتر از صحرای بزرگ افریقا باران می بارد. نکته جالب در مورد این
کویر این است که زیست گاه ماهی های مختلف است که اصلا مشخص نیست از کجا سر
از کویر در می آورند. این درحالی است که این تالاب ها در فصل خشکسالی کاملا
خشک می شوند و ماهی ها نیز غیب می شوند.
کویر سیمپسون

استرالیا
دارای ۴ کویر پهناور است که در میان آن ها کویر سیمپسون بسیار عجیب تر و
البته منحصر به فرد تر است. این صحرا به کویر سرخ مشهور است چرا که یکی از
پهناورترین صحراهای دنیا است که رنگ شن هایش سرخ است. این کویر سرخ باعث
شده است که سالانه افراد زیادی برای بازدید از آن به این منطقه سفر کنند.
قطب جنوب

شاید به نظر شما خیلی عجیب باشد ه قطب جنوب در میان کویرها شناخته شود اما لازم به ذکر است که این منطقه به عنوان مرطوب ترین و البته خشک ترین کویر دنیا شناخته می شود. قطب جنوب تقریبا از ۹۸ درصد یخ تشکیل شده است پس بسیار مرطوب و پر آب است اما از آنجا که دما بسیار پایین است آب های آن تقریبا غیر قابل استفاده هستند پس به عنوان خشک ترین کویر دنیا نیز شناخته می شود
منبع : مشرق
نمی دونم چی بگم ، این فکر از کجا آمده
به عاقبت این کار اندیشیده ایم یا نه ؟
البته مردم در روبرویی با مسائل سه دسته اند :
دسته ی اول مخالفت می کنند و به دنبال اصلاح بر می آیند
دسته ی دوم دیگر غرق در آن می شوند و با جریان همراه می شوند
دسته ی سوم هم بی خیال تر از این حرف هاستند که فکرش را بکنی انگار نه انگار مسئله ای رخ داده .
دوستانی که در نوشته هاشان کلمه ها رو اشتباه می نویسند نمی دانم به دنبال چه هستند اما خطر بزرگی که امروز درگیر آن هستیم و این کار آن را تشدید می کند اشتباه نویسی و رایج شدن غلط در جامعه می باشد .
آنچه که امروز در حال انجامش هستیم به نوعی همان کاری است که گذشتگان در چند مورد ( به کاربردن بیش از حد کلمات عربی و اینکه برای خانم ها کلمه ها را تغییر داده اند مانند حاج که به غلط از نظر دستور زبان پارسی حاجیه را به کار بردند و ... ) انجام داده اند سهل انگاری در واژگان خطر بزرگی را در پیش روی آینده زبان می گذارد .
زبان پارسی با گذشت بیش از 1000 سال که از سقوط دولت ساسانی گذشته است همیشه درگیر مبارزه با زبان های بیگانه بوده و به نوعی خود را سرپا نگه داشته است .
1000 سال است که یک دولت ایرانی بر این مملکت حکمرانی نکرده و همیشه این مرز و بوم در حال تاخت و تاز اقوام مختلف بوده البته از نوع خارجی از قاجارهای ترک بگیرید و صفویه های ترک تا تاتارها و تازیان سوسمار خور موش زاده ی لجن پوش و ..... .
پس از قرن ها که نتواسته اند زبان پارسی را به انحطاط بکشانند امروز با این حربه و از درون ( استفاده از مردمان همان زبان ) در حال تیشه زدن بر ریشه این زبان هستند .
بر هر ایرانی ، نگه داری زبان و ارثیه پدران نژاده شان فرض است و واجب .
متاسفانه هر اشتباهی امروز در جامعه ایرانی با عرض شرمندگی کلاس محسوب شده و کسانی که آن را انجام ندهند بیسواد و بی کلاس و خودمانیش اُمُل محسوب گردیده و آماج هدف های ناجوانمردانه قرار می گیرند تنها به جرم اینکه نمی خواهند آن جوری باشند .
بیاییم از خودمان شروع کنیم بیایید کاری کنیم که خودمان به خودمان ضربه وارد نکنیم .
صدها کتاب نوشتن خارجی ها نمی تواند به اندازه یک خط غلط نوشتن ما به این زبان ضربه وارد کند .
خدایا ، زبان پارسی را از دست پارسی زبان نجات بده
ایرانی و ایرانیت در کجا قرار دارد چرا سعی در نشان دادن فرهنگ ایرانی خود نیستیم فرهنگی عاری از هر پلیدی و ننگ و بی عاری و بدون زنگار . ترک ها نداشته هایشان و آرزوهایشان را تصویر می کشند اما ما مایه های بدبختی و بدبختی هایمان را .
در ترکیه اگر نمایی که از یک اثر تاریخی و یا یک جلوه از زیبایی های ترکیه را در فیلم خود به نمایش بگذارند از مالیات آن فبلم و یا حداقا از مالیات بخش اعظم فیلم خود معاف می شوند و این است که خارجی ها امروزه رغبت پیدا می کنند که در ترکیه فیلم سازی کنند . این نکته امروزه به واضحی قابل رویت است نمای از بالای منظرها و اماکن مذهبی و تاریخی و زیبایی های ترکیه را می توان در فیلم ها دید و هم برای کشور ترکیه تبلیغ می شود و هم برای سازندگان فیلم خوب است که مالیات نمی دهند .

هر روز سه بار با صابون و آب گرم صورت خود را بشوئید.
بطور
منظم ورزش کنید زیرا ورزش کردن گردش خون را افزایش می دهد و باعث تعریق و
باز شدن منافذ پوست می شود. برخلاف باور بسیاری از مردم ، عرق کردن برای
سلامت پوست بسیار مفید است و به جلوگیری از چرب شدن پوست و جوش زدن کمک می
کند.
هر هفته چند بار از ماسک گل یا خاک رس استفاده کنید،
معمولا" ماسکهای تیره تر جذب بالاتری دارند اما ماسک خاک رس سرخ کمتر تحریک
کننده است و برای پوستهای حساس مناسب تر است.
اگر از قرصهای ضد
بارداری استفاده می کنید ، قطع کردن و یا تعویض این قرصها ممکن است به
جلوگیری از چرب شدن پوستتان کمک کند .هورمونها نقش بسیار زیادی در چرب شدن
پوست ما ایفا می کنند و به همین دلیل است که در دوران بلوغ و دوران حاملگی ،
معمولا" پوست چرب می شود و جوشها بیشتر می شوند.
از لایه برداری بیش از حد پوستتان پرهیز کنید.لایه برداری بیش از حد پوست اغلب باعث تشدید چربی پوست می شود.
برای
کنترل چربی پوست ، از محصولات حاوی رتینول هم می توانید استفاده کنید اما
توجه داشته باشید که از این محصولات نباید زیاد استفاده کنید زیرا ممکن است
باعث تحریک شدن و قرمزی پوست شما و همچنین پوسته پوسته شدن آن شوند.
صبح عاشورا سال 1383
این کلیپ را از کانال نودیجه می توانید مشاهده و دریافت نمایید
کلیپی که امروز برای شما دوستان گرامی قرار دادیم ، سه تار نوازی دوست خوب مان جابر رحیمی نژاد هستش که امیدوارم خوشتون بیاد
برای مشاهده کلیپ می توانید کلیک نمایید و از کانال نودیجه مشاهده نمایید
می باشد .
ستاد یادواره شهدای روستای نودیجه همه ساله مراسم یادبود این شهدای گرانقدر را در روستا
برگزار می نماید .
آقای حقیقت نیا به عنوان رکن اصلی این ستاد می باشد که زحمات زیادی را در برپایی هر ساله این
مراسم متحمل می شوند . البته که اجر این گونه کارها در نزد خداوند محفوظ خواهد بود
اما بر ماست که قدردان این زحمات باشیم .
برای مشاهده کلیپ شهدای روستا در کانال نودیجه کلیک کنید .
با تشکر فراوان از آقای حقیقت نیا در برپایی چنین مراسم هایی و دوست گرامی آقای حسین مظلومی
که این کلیپ را در اختیار بنده قرار داده اند .
یکی از پر طرفدارترین برنامه های این شبکه برنامه بفرمایید شام می باشد که دارای تیتراژ پایانی بسیار زیبا می باشد .
در اینجا می تونید این تیتراژ رو مشاهده کنید که مربوط به بهترین گروه این برنامه نیز می باشد

به امید اینکه بزرگترین آرزوهایتان برآورده بشه در این شب اهورایی ، از یزدان بخشاینده بخواهیم که آرزوی همه ی اونهایی که الان توی سرما سرپناه ندارند و توی چادر زندگی می کنند و یا اینکه غذای گرم ندارند را نیز برآورده کنه .
همان طور که در کنار خانواده های خود نشسته ایم به یاد اون بچه هایی هم باشیم که الان توی سرما نشسته اند و شاید پدر شان یا مادرشان را در زلزله از دست داده اند و تنها گوشه ای کز کرده اند و توی فکر فرو رفته اند .
الان که انار می خورید و هندوانه به یاد همه اون کسانی باشیم که سال قبل بودند و الان نیستند و به این هم فکر کنیم که شاید فردا ما نباشیم و با خودمان بگیم که از فردا می خوام کمی مهربانتر باشم و دیگران را هم در زندگی خود به حساب بیاورم و تنها به خودم فکر کنم .
سخته اما اگر هم نمی تونیم لااقل فکر کردن رو که می تونیم ، خود فکر کردن یک پیشرفت به جلو محسوب می شه

گفت: که چی؟ هی جانباز جانباز ، شهید شهید!
میخواستن نرن!
کسی مجبورشون نکرده بود که!
گفتم:چرا اتفاقا!
مجبورشون میکرد!
گفت:کی؟!!
گفتم:همون که تو نداریش!
گفت:من ندارم؟! چی رو؟!
گفتم: غیرت!!!
این مراسم را می توانید در کانال نودیجه مشاهده کنید

در این آشفته بازاری که هر روز نوکیسه ای بی رنج و زحمت صاحب میلیارد ها تومان پول و ثروت می شود بد نیست بخوانیم زندگی مردی را که با تلاش شبانه روزی و توکل بر خدا میلیاردر یتیم نواز مشهوری شده است
من احد عظيمزاده هستم. در 10 آذر 1336 در ده اسفنجان در شهرستان اسكو متولد شدم. هفت ساله بودم كه پدرم را از دست دادم و يتيم شدم.
امكانات ماليمان اجازه نميداد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به كلاس
اول مجبور شدم پشت دار قالي بنشينم و قاليبافي كنم. تا 13 سالگي روزها قالي
ميبافتم و شبها درس ميخواندم. چارهاي نبود، وسع مالي ما جز اين اجازه
نميداد.
خاك خوردم و زحمت بسيار كشيدم. در سال 2بار بيشتر نميتوانستيم برنج
بخوريم. يك بار روز 21 ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبهسوري. آرزو داشتم
يا خلبان شوم يا پولدار و براي رسيدن به اين آرزوها بسيار زحمت كشيدم.
كارم را با به دوش كشيدن پشتي و قاليهاي كوچك و بردن آن از اسفنجان يا اسكو براي فروش آغاز كردم. در آغاز كار از هركدام از آنها يك يا دو تومان (نه هزار يا 2هزار تومان) سود ميكردم. پنج سال اينچنين سخت كار كردم. بسيار دشوار بود. اما پشتكار و اعتقاد به هدف با توكل به خدا تحمل سختيها را آسان ميكرد. در 18 سالگي توانستم 20 هزار تومان پسانداز كنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا اينكه مجبور به ترك تحصيل شدم.
غصه يتيمي چون باري سنگين به دوشم بود. (بغض ميكند) يتيم هيچكس را ندارد. كارمند، كارگر، بانكي، كاسب و هركس ديگري شب كه به خانهاش ميرود دستي به سر و روي بچهاش ميكشد. اما يتيم اين محبت بزرگ را ندارد. شبها، شبهاي جمعه پاهايش را در بغل ميگيرد و به انتظار مينشيند. در انتظار آن كس كه دستي به سرش بكشد…
در اين فكر بودم كه سرمايهام را افزايش بدهم تا بتوانم كاري بكنم.
ميخواستم يك كارگاه فرشبافي راه بيندازم. سراغ پسرعموي پدرم رفتم و از او
20 هزار تومان قرض كردم و 60 هزار تومان هم از بانك وام گرفتم. سرمايهام
شد 100 هزار تومان يعني به اندازه يك تراول صد توماني امروزي.
وقتي اين پول دستم آمد تازه به فكر افتادم كه چه بكنم. چه ايده جديدي داشته
باشم؟ ماهها فكر كردم. آن روزها چون انقلاب پيروز شده بود تا 2 سال به
هيچ ايراني پاسپورت نميدادند. در اين مدت فكر كردم و فكر كردم تا به اين
نتيجه رسيدم كه با صادرات كارم را شروع كنم.
اما هيچ اطلاعاتي نداشتم. شنيده بودم آلمان مركز تجارت فرش است. ويزا
گرفتم و به هامبورگ رفتم و در يك مسافرخانه يا پانسيون مستقر شدم. به
سالنها و انبارهاي فرش آنجا سرزدم و با سليقهها آشنا شدم. آنجا به من
گفتند ثروتمندان براي خريد فرش به سوئيس ميروند. ويزاي 15 روزه سوئيس
گرفتم و به ژنو رفتم.
زبان هم نميدانستم. در يك هتل با تاجري آشنا شدم و او ايده اصلي را به من
داد: فرش گرد بباف. در آن دوران در ايران فرش گرد بافته نميشد و
كيفيت توليد فرش و رنگبنديها هم مناسب نبود. چاي و قهوهام را خوردم و همان روز به ايران برگشتم.
به ده خودمان آمدم و ساختماني اجاره كردم. دستگاه خريدم، با 10 درصد نقد و
بقيه اقساط. ابريشم هم قسطي خريدم. انسان بايد ريسكپذير باشد و من هم ريسك
كردم. با دست خالي و از هيچ.
شروع به بافتن فرش گرد كردم و چند نمونه كه بيرون آمد سر و كله تاجران
آلماني پيدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور ميكنيد يا نه؟ در اولين
معامله 6.5 ميليون تومان نقد پرداختند و شش ميليون تومان هم چك دادند! آن
شب از شدت هيجان نخوابيدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمايه 100
هزار توماني من كه 80 هزار تومانش قرض بود در كارخانه اجارهاي اينچنين
سودي نصيب من كرده بود، در اولين قدم… كسب و كارم رونق گرفت و صادراتم را
به آلمان، ايتاليا، سوئيس، انگليس، بلژيك و ديگر كشورها آغاز كردم. بسيار
سفر كردم و ايدههاي جديد دادم. از موزههاي فرش كشورها بازديد ميكردم و
از طرحها اقتباس يا از آنها عكس ميگرفتم و با الهام از آنها و تلفيق
طرحها، ايدههاي نو بيرون ميدادم. در اين مدت سليقه مشتريان را شناختم.
اصول كار خودم را پيدا كردم. من شريك ندارم. هيچگاه نداشتهام و نخواهم داشت. اگر شريك خوب بود، خدا براي خودش شريك ميگذاشت.
اصل ديگر من احترام به مشتري است، هر كه ميخواهد باشد. پيش مشتري مثل سربازي كه جلوي تيمسار خبردار ميايستد، با احترام ميايستم. اتكاي خودم اول به خدا و دوم به ايده و تفكر و پشتكار و ريسكپذيري خودم است. بسيار ريسك ميكنم،بسيار.

كمي بعد در بازديد از هتلهاي معروف جهان تصميم گرفتم وارد كار ساخت بزرگترين پروژه هتل كشور شوم. تاكنون 180 ميليارد تومان در اين پروژه سرمايهگذاري كردهام. تمام مصالح اين پروژه خارجي و بهترين است.
سنگ برزيل، شيشه بلژيك، دستگيره در انگليس و تاسيسات آلماني است. كابين چهار آسانسور نيز از طلاي 18 عيار است. اين هتل 340 واحد مسكوني در 25 طبقه، هفت طبقه سالن ورزشي، 34 طبقه هتل، 7 رستوران روي درياچه، 10 هزار متر شهر آبي، 70 هزار متر زمين آمفيتئاتر، 90 هزار متر زمين گلف و 2 باند هليكوپتر دارد. فقط قرارداد نورپردازي اين پروژه با فرانسويها 9 ميليون دلار (9 ميليارد تومان) است. اين پروژه آبروي كشور است و من با افتخار روي آن سرمايهگذاري كردهام. من ايران را دوست دارم. برويد بگرديد حتي يك دلار و ريال در خارج كشور ندارم و سرمايهگذاري يا ذخيره نكردهام….
ميپرسيد چه احساسي نسبت به پول دارم؟ پول ديگر مرا ارضا نميكند. هدف
من كارآفريني است. تنها در پروژه آن هتل 600 نفر به طور مستقيم كار
ميكنند.
من 2 بار برنده تنديس الماس بزرگترين بيزينسمن جهان شدم و بزرگترين
صادركننده فرش كشور هستم. اما ميدانيد بزرگترين افتخار من چيست؟
يتيمنوازي. افتخار ميكنم 2 سال خير نمونه كشور شدم. افتخار ميكنم جزو
100 كارآفرين برتر كشور هستم. دوست دارم اشتغالزايي كنم. دوست دارم سفره
مرتضي علي باز كنم، معتقدم خدا من را وسيله قرار داده است. هماكنون 1070
بچه يتيم را زير پوشش دارم و با خودم پيمان بستم تا عمر دارم هر سال 100
بچه به آنها اضافه كنم. وصيت كردهام وقتي مردم تا 10 سال بعد از عمرم هر
سال 100 بچه يتيم اضافه شود و مخارج همه يتيمها را از محل ارثم بپردازند.
بعد از 10 سال هم اگر بازماندگانم لياقت داشتند، راه من را ادامه ميدهند.
سفره كه مياندازيم براي يتيمها و ميآيند و غذا ميخورند، كيف ميكنم.
گريه ميكنم و حال ميكنم.
در يك مراسمي بچهها دورم جمع شده بودند و هر كس چيزي ميخواست. در اين
ميان دختربچهاي به من نزديك شد و به جاي آن كه چيزي بخواهد، فقط خواست
دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم فردا بيايند دفترم. آن دختر
الان دخترخوانده من است. روي پايم نشست و بابايي صدايم كرد. من به هر
دخترم 50 ميليون تومان جهاز دادم و مقرر كردم به اين يكي 100 ميليون تومان
جهاز بدهند. اين دست خداست كه مهر اين دختر را به دل من انداخت.
يتيمي سخت است. بهترين ساعات عمر من زماني است كه در خدمت يتيمان هستم.
پول را براي چه ميخواهيم؟ خدا به ما داده و ما هم بايد به بقيه بدهيم.
ما وسيله هستيم. بايد بخشيد و بيمنت و زياد بخشيد. اين توصيه من به همكارانم است. من از زير صفر شروع كردم. توصيه من به جوانان اين است كه منطقي فكر كنند. اين گونه نبوده كه شب بخوابم، صبح پولدار شوم. خاك خوردم و رنج كشيدم و آثار اين رنج هنوز در من هست. اميدشان به خدا و فكر و بازوي خودشان باشد. درستكار باشند و تلاش و تلاش و تلاش كنند. اين فرمول من است…
———————————————————–
احد عظیم زاده : موفق ترین تاجر فرش در دنیا هستم
«احد
عظیم زاده هستم، موفق ترین «بیزینس من» فرش دستباف در دنیا». در این نقل
قول تردید نتوان كرد. او چنان با قاطعیت از كار و تجارت خودش دفاع می كند
كه ناخودآگاه مخاطب را به این واقعیت می رساند كه فرش عظیم زاده در عرصه
تجارت یك استثناء است.
اگر نخستین سال های زندگی مشقت بار این تاجر فرش را در نظر بگیریم و آن را با موقعیت كنونی اش قیاس كنیم، شگفت زده خواهیم شد. كسی كه در هفت سالگی و از همان روز اول مدرسه، مجبور می شود پشت دار قالی بنشیند، اكنون با اتكا به خلاقیت و كار طاقت فرسای خودش، یكی از بزرگ ترین تاجران فرش در دنیا است و به قول خودش هربار كه برای خرید به بازار تبریز می رود، این بازار را تكان می دهد.آن هم در هنگامه ای كه بحران در تار و پود تولید و تجارت فرش دستباف ایران تنیده شده و آمار رسمی دال بر كاهش 33درصدی صادرات این محصول ملی در ماه اول سال جاری است.
متن گفت وگو با احد عظیم زاده را بخوانید.
آقای عظیم زاده! چند سالی است كه بحران فرش دستباف ایران را به گردن مدیریت غیرعلمی در داخل و فرصت طلبی رقبا در خارج می اندازند. واقعا از نظر جنابعالی چرا تولید و صادرات فرش دستباف ایرانی با آن قدمت و اصالت و ابهت به این حال و روز افتاده كه قدرت رقابت با تولیدات باسمه ای پاكستان را هم از دست داده است؟
پیش از انقلاب 68درصد بازار های جهانی فرش در اختیار ایران بود. در حال حاضر سهم كشورمان از این بازار 22درصد است.
به نظر من تولید فرش دستباف نه تنها افت نكرده، بلكه به لحاظ كمیت و كیفیت رشد هم داشته است. اما چرا برخی كشور ها با سابقه صدسال تولید فرش دستباف، گوی رقابت را از ایران كه سابقه ای 3هزار ساله دارد، ربوده اند؟ این روند چند دلیل دارد كه یكی از آن دلایل، فرصت طلبی رقبای خارجی است. از این نكته غافل نباشیم كه فرش تولیدی رقبای ما هنوز در بازار های جهانی امتحان پس نداده است. همه می دانند كه فرش دستباف ایرانی اعتبار جهانی دارد. در موزه های مشهور دنیا، هر قطعه فرش ایرانی از 5 تا 30میلیون دلار قیمت دارد. بنابراین از برلیان، مرغوب تر و گران تر است. اما آیا بازاریابی های ما كه عمدتا از سوی كارشناسان دولتی صورت می گیرد، حرفه ای و جامع است؟ من می گویم نه. چون كارشناسان دولتی، تجربه این كار را ندارند. چیز هایی در دانشگاه خوانده اند كه بعضا با واقعیت ها تناسب ندارد. نه اطلاعات كامل در زمینه فرش ایران دارند و نه بازار ها را به خوبی می شناسند. در نتیجه برخی اوقات فقط پیشنهاد های غلط می دهند و به این صنعت ملی آسیب هم می رسانند. بافندگان فرش با خون جگر تولید می كنند اما چون پای عرضه می لنگد نه آنها منتفع می شوند نه صادركنندگان.
حدود 2میلیون و 400هزار نفر بافنده فرش داریم كه یكی یكی دارند میدان را خالی می كنند و احتمالا برای كاریابی یا باید به سوی میادین پارس جنوبی بروند یا در حالت دیگر، به اعتیاد پناه ببرند. آیا این بازی با اقتصاد كشور نیست.
اما دولت مدعی است كه از این صنعت حمایت می كند. مراكز مختلفی هم به همین منظور تاسیس شده حتی اخیرا طرح تبلیغات ماهواره ای فرش از طریق كانال های پربیننده خارجی مطرح گردیده و ظاهرا اعتبار كلانی هم به آن اختصاص داده شده است
.
دولت چگونه حمایت می كند؟ تلویزیون ملی كشور كه باید رسانه اصلی تبلیغات صنعت ملی فرش باشد، چه كار كرده است؟
معاون سابق سازمان توسعه تجارت، دو سال پیش رسما اعلام كرد كه این سازمان
50درصد تبلیغات برون مرزی فرش ایران را از طریق شبكه «جام جم» تقبل می كند.
شركت فرش عظیم زاده در سال 1384، بیش از یك میلیارد و دویست میلیون تومان
(بله تومان، نه ریال!) به تبلیغ داخلی فرش دستباف اختصاص داد. این كاری بود
كه خودم برحسب ضرورت برای شناخت این صنعت انجام دادم و انتظار یارانه هم
از دولت نداشتم. اما از سوی دیگر، طبق صورتحساب صدا و سیما، در همان سال
780میلیون تومان تبلیغات برون مرزی داشته ام كه علی الظاهر نصف آن را باید
سازمان توسعه تجارت تقبل می كرد. اما از شما چه پنهان كه بعد از هشت ماه
دوندگی و گرفتاری های بوروكراسی اداری، قرار شد این سازمان فقط پرداخت
10درصد مبلغ كل صورتحساب «جام جم» را تقبل كند. یعنی 180میلیون تومان!
خلاصه از این رقم هم 30میلیون تومان قرار است به صورت علی الحساب پرداخت
شود و مابقی به بودجه سال آینده واگذار شده است كه البته هنوز هیچ چیز
معلوم نیست. آیا این است حمایت های دولتی؟ من تا كی می توانم از جیبم هزینه
های هنگفت تبلیغات فرش ایرانی را بپردازم؟ حتی اگر دولت 50درصد هزینه
تبلیغات را هم بپردازد باز بودجه تبلیغات داخلی و خارجی شركت فرش عظیم
زاده، بیش از یك میلیارد و 600میلیون تومان در سال 84 بوده است كه فكر نمی
كنم خود دولت هم این مقدار برای تبلیغ فرش ایرانی هزینه كرده باشد.
آیا این فرصت به شما داده شده كه مستقیما درباره مسائل كار خود
با مدیران ارشد وزارتخانه ارتباط برقرار كنید. شاید آنها واقعا از این
ماجرا خبر ندارند.
خیر. تا به حال حتی یك جلسه رسمی در این خصوص برگزار نشده. الان چهار ماه
است كه تقاضای ملاقات با وزیر بازرگانی كرده ام اما هنوز موفق به دیدار
ایشان نشده ام. من یك بازرگان موفق هستم و باید در وزارتخانه بازرگانی به
رویم باز باشد، اما این طور نیست.
برگردیم به این نكته مهم كه می گویند رقبا طرح های فرش ایرانی
را سرقت كرده اند و با كپی از روی آنها، محصولات خود را به نام ایران صادر
می كنند. آیا واقعا چنین است؟
بله، باید از مدت ها پیش، برای فرش ایرانی شناسنامه صادر می شد. ما در شركت
فرش عظیم زاده این كار را كرده ایم و فرش را با شناسنامه اش كه حكم
پاسپورت را دارد، صادر می كنیم. دكتر میركاظمی، وزیر محترم بازرگانی از این
ایده ما استقبال كرد و آن را ستود. با این وصف، دیگر نمی شود در بازار
جهانی تقلب كرد.
در زمینه برگزاری نمایشگاه ها چه نظری دارید. آیا ساختار دولتی نمایشگاه در ایران، مقتضیات جهانی را دارد؟
شركت سهامی فرش ایران كه برگزار كننده اصلی نمایشگاه های تخصصی فرش در
كشورمان است با این مقوله بیگانه است. نمایشگاهی كه پارسال در تهران برگزار
شد واقعا جای تاسف داشت و مایه آبروریزی بود، اگر این شركت نمی تواند مجری
نمایشگاهی خوبی باشد بهتر است از خیر آن بگذرد. متری 20هزار تومان سود می
برند كه چی؟ این حمایت از صادركننده نیست. ظلم آشكار به او است. خدمات فاقد
كیفیت به صادركنندگان و مهمانان خارجی هم حكایتی دیگر دارد كه مثل روز
روشن است. سالن ها گرم است، كولر كار نمی كند، آسفالت و چمن محوطه های
نمایشگاه درب و داغان است و… چرا در نمایشگاه های خارج از كشور همه چیز
مرتب و منظم است و بهترین خدمات را به مهمانان و بازدیدكنندگان می دهند؟ به
هرحال آنها می دانند كه با برپا كردن چند غرفه، نمایشگاه برگزار نمی شود.
یك سوال دیگر، باتوجه به تجربه دیدار شما از نمایشگاه های خارجی
و تعامل نزدیك با بازارهای جهانی بیشترین استقبال خریداران از كدام نوع
فرش دستباف ایرانی صورت می گیرد؟
فرش تبریز. نه اینكه فكر كنید چون خودم تبریزی هستم، این ادعا رادارم.
واقعیت همین است. فرش تبریز از نظر طراحی و رنگ آمیزی بسیار متنوع و
خلاقانه است. فرش نائینی سال ها است كه فقط پنج ، شش رنگ دارد. فرش اصفهان
هم قبل از انقلاب، وضعیت بهتری داشت اما حالا افت كرده چون تنوع ندارد.
جاهای دیگر هم، همین طور، متاسفانه تنوع تولید از بین رفته است.
گران ترین فرشی كه تا به حال به مشتریان خارجی فروخته اید چقدر ارزش داشته؟
درست یادم نیست. من فرش یك میلیون تومانی فروخته ام. 200میلیون تومانی هم فروخته ام…
چندتا فروشگاه در ایران و خارج دارید؟
در تهران 2 فروشگاه بزرگ فرش دارم.
در توكیو هم انبار فرش دارم، در همین فروشگاه (جام جم) مرغوب ترین فرش ها و تابلوهای دستباف ایران را می توانید ببینید.
در بازارهای داخلی اوضاع چگونه است، فرش های نفیس چگونه قیمت گذاری می شوند، آیا معیار حرفه ای وجود دارد؟
در فروشگاه من همه فرش ها كدگذاری شده اند و قیمت های كارشناسی شده و مشخص
دارند. طبق خرید، با سود منصفانه قیمت گذاری كرده ایم. تخفیف هم می دهیم،
هم به مشتریان خارجی، هم به خریداران داخلی، یك مساله این است كه قیمت فرش
دستباف در بازار داخلی فقط تابع اراده فروشنده است. خارجی ها بارها به من
گفته اند مثلا در فلان بازار، چون دیدند خارجی هستیم، قیمت ها را بالا
بردند. درحالی كه نباید این طور باشد. دلال ها، كمیسیون می گیرند و قیمت ها
را بالا می برند.
شما خودتان این همه فرش های نفیس را از كجا خریداری می كنید؟
از جاهای مختلف. عمدتا از بازار تبریز. هر وقت به بازار تبریز می روم مثل
این است كه زلزله آمده باشد. سه، چهارمیلیارد تومان فرش می خرم و آن بازار
را تكان می دهم.
چند تاجر فرش در ایران این قدر قدرت خرید دارند؟
خودم هم كارخانه دارم كه 700كارگر و بافنده در آنجا كار می كنند. سال گذشته
می خواستم با این صنعت خداحافظی كنم اما بعد به این نتیجه رسیدم كه فقط
«پول» كافی نیست. انسان آن است كه مثل درخت سایه داشته باشد.
از خودتان بگویید و اینكه چه شد كه تاجر فرش شدید آن هم به قول خودتان، موفق ترین تاجر فرش در دنیا.
زادگاه من روستای اسفنجان است در 20كیلومتری تبریز. هفت ساله بودم كه پدرم
را از دست دادم و همین مصیبت باعث شد كه از پشت میز كلاس اول، یكراست بروم
پشت دار قالی. هفت سال فرش بافتم. با فقر و رنج زیاد زندگی كردم و خرج و
مخارج خانواده ام را تامین كردم. شب ها درس می خواندم و روزها كار می كردم.
از چهارده سالگی به بعد، شدم فروشنده سیار فرش. از فروش هر فرش دستباف یك
تومان دستم می آمد تا بعدها كه انقلاب شد و رفتم سربازی. از خدمت نظام كه
برگشتم، چند سفر خارجه رفتم و توانستم مشتریانی قابل اطمینان دست وپا كنم و
این آغاز فعالیت تجاری من بود. تا بعد كه یك كارخانه در اسفنجان و یكی هم
در تبریز راه اندازی كردم.
سرمایه را از كجا آوردید؟
خودم 20هزار تومان سرمایه داشتم. 20هزار تومان هم از یكی از بستگانم قرض
كردم، 60هزار تومان هم وام بانكی گرفتم. خلاصه، ریسك كردم. من آدمی ریسك
باز هستم، ریسك تجارت می كنم. به پیشنهاد یك مشتری خارجی برای اولین بار در
ایران شروع كردم به تولید فرش گرد دستباف تا اینكه پایم به كشورهای
اروپایی باز شد و شدم تاجر فرش. اگر آمار دقیق صادرات را اعلام كنند و
پیمان فروش ها و دلال ها، خودشان را به عنوان صادركننده، جا نزنند، آن وقت
معلوم می شود كه صادركننده نمونه كشوری در زمینه فرش دستباف چه كسی است.
در سال 84 حدود 400میلیون دلار فرش به خارج صادر شده، سهم شركت فرش عظیم زاده از این میزان صادرات چه قدر بوده است؟
5میلیون و 840هزاردلار.آمار صادرات صادركننده نمونه كشوری در سال 1384، بیش
از 8میلیون دلار بوده كه یك رقم غیرواقعی است چون همین صادركننده در سال
82، 2میلیون دلار فرش صادر كرده بود. آیا جای تعجب ندارد كه با وجود بحران
صادرات فرش در سال 84، یك صادركننده 8میلیون دلار صادرات داشته است. این
رشد 400درصدی چگونه بررسی شده؟ آیا جز این بوده كه از طریق پیمان فروشی، به
این رقم نائل شده اند؟
در آن سینه دلی وان دل همه سوز ...
کاش تو هم یک کودک فلسطینی یا لبنانی بودی!!!!!
کاش یه موشک اسراییلی به مدرسه ای تو فلسطین یا لبنان خورده بود!!!
اونوقت میدیدی که 24 ساعت شبانه روز چه جوری توی تلویزیون و روزنامه ها عکستو نشون میدادن و مردم همیشه در صحنه هم برای مسبب این حادثه ها به خیابون ها میریختن و شعار میدادن.

صاحب این عکس را می شناسید؟
در ضلع شرقی مسجد جامع بازار تهران غذا فروشی داشت.
مرحوم حاج میرزا احمد عابد نهاوندی معروف به« مرشد چلویی»
روی تابلوی بالای دخل مغازه
...مرحوم مرشد در جلوی آشپزخانه ای که ایستاده بود، گفته بود کسانی که می خواهند غذا بیرون ببرند، هدایت کنید تا از نزد او بگذرند چون بیشتر کسانی که غذا بیرون می بردند، بچه ها و نوجوانانی بودند که برای کارفرمایان وصاحبان مغازه های بازار غذا می گرفتند و می بردند و خودشان از آن غذا محروم بودند. مرحوم مرشد کودکی که با ظرف غذا در دست، نزد او می آمد قدر پلوی زعفرانی روی بادیه او می ریخت و ظرف را کامل می کرد و بعد تکه کباب یا لقمه گوشت یا اگر تمام شده بود، ته دیگی زعفرانی داخل روغن می کرد و دهان آن پسربچه یا نوجوان می گذاشت.
و همین طور فقیران و مسکینان صفی داشتند که از داخل راهرو شروع می شد و به اول سالن مغازه ختم می گشت. افراد فقیری که معمولاً عائله مند بودند و بعضی مورد شناسایی مرحوم مرشد قرار داشتند، هر روز می آمدند و به نسبت تعداد عائله خود غذای رایگان و خرجی یومیه می گرفتند.
این شعر از آن مرحوم است:
کو آن کسی که کار برای خدا کند؟
بر جای بیوفایی مردم وفا کند
هرچند خلق سنگ ملامت بر او زنند
بر جای سنگ نیمه شبها دعا کند
شاید به زندانی بودن خویش
شاید هم به آزاد بودن ما...
راستی!
زندان کدام سوی میله هاست؟
ارنستو رافائل دولاسرنا « چه گوارا »

* بعد از 3 دقیقه ــ یک مرد میانسال، متوجه نواختن موسیقی شد، او سرعت حرکتش را کم کرد و چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود.
* ۴ دقیقه بعد ــ ویولنیست، نخستین پولش را دریافت کرد، یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد.
* ۵ دقیقه بعد ــ مرد جوانی به دیوار تکیه داد، و به او گوش داد، سپس به ساعتش نگاه کرد و رفت.
* ۱۰ دقیقه بعد ــ پسر بچه سه ساله ای در حالی که مادرش با عجله دستش را می کشید، ایستاد. ولی مادرش دستش را محکم کشید، و او را همراه برد. پسر بچه در حالی که دور می شد، به عقب نگاه می کرد و ویولنیست را می دید. چند بچه دیگر هم کار مشابهی کردند، اما همه پدرها و مادرها بچهها را مجبور کردند که نایستند، و سریع با آنها بروند.
* ۴۵ دقیقه بعد ــ نوازنده بیتوقف مینواخت، تنها شش نفر مدت کوتاهی ایستادند و گوش کردند. بیست نفر پول دادند، ولی به مسیر خود بدون توقف ادامه داند. ویولینست، در مجموع حدود 10 دلار کاسب شد.
* سپس مرد، نواختن موسیقی را قطع کرد، هیچ کس متوجه قطع موسیقی نشد.
بله!!! هیچ کس این نوازنده را نمی شناخت و نمی دانست که او استاد معروف ویلون، یکی از بزرگ ترین موسیقی دان های دنیا است. او یکی از بهترین و پیچیده ترین قطعات موسیقی را که تا حال نوشته شده، با ویولن اش که ۳۵ هزار دلار میارزید، نواخته بود.
تنها دو روز قبل، ویلونیست معروف در بزرگترین سالن کنسترتی داشت، که قیمت هر بلیط ورودی اش به طور متوسط 100 دلار بود.
" این یک داستان واقعی است "
روزنامه ای پرتیراژ در جریان یک آزمایش اجتماعی با موضوع ادراک، سلیقه و ترجیحات مردم، ترتیبی داده بود که این استاد بزرگ به صورت ناشناس در ایستگاه مترو بنوازد. سؤالاتی که بعد از خواندن این حکایت در ذهن ایجاد می شوند:
>> در طول زندگی خود چقدر زیبایی در اطرافمان بوده، که از دیدن آنها غافل شده ایم، و حال به جز خاطره ای بسیار کمرنگ چیزی از آن نداریم؟
>> به زیبایی هایی که مجبور به پرداخت هزینه برای آن ها نبوده ایم چقدر اهمیت داده ایم؟
>> در تشخیص زیبایی های اطرافمان چقدر استقلال نظر داریم؟
>> تبلیغ زیبایی ها چقدر در تشخیص واقعی زیبایی توسط خودمان تاثیر گذار بوده؟ به عبارت دیگر آیا زیبایی را خودمان تشخیص میدهیم یا هیجان تبلیغات و قیمت آن؟؟؟!!!
.. و نتیجه ای که از این داستان گرفته می شود: اگر ما یک لحظه وقت برای ایستادن و گوش فرا دادن به یکی از بهترین موسیقیدان های دنیا، که در حال نواختن یکی از بهترین موسیقی های نوشته شده، با یکی از بهترین ساز های دنیاست، نداریم، .... پس، از چند چیز خوب دیگر در زندگی مان غفلت کرده ایم؟







