یادی از شهدای ارامنه جنگ تحمیلی
فرشتگانی که جایشان در جشن کریسمس خالی است
ارامنه ایران در 8 سال دفاع مقدس مردانه ایستادند و از وطن حراست کردند و 88 شهید تقدیم انقلاب کردند.
به گزارش حیات، در دفاع مقدس تمام مردم ایران سهم داشتند تمام مردم از هر دین و آیینی در جبهههای حق علیه باطل حضور پیدا کردند، ارامنه ایران نیز در 8 سال دفاع مقدس مردانه ایستادند و از وطن حراست کردند و 88 شهید تقدیم انقلاب اسلامی کردند در این گزارش یادی میکنیم از بعضی شهدای دفاع مقدس ارامنه ایران.
در زیر یاد تعدادی از شهدای ارامنه ایران اسلامی را پاس می داریم:
شهید زوریک مرادی مسیحی (مرادیان) نخستین شهید نظامی ارمنی در دوران هشت سال دفاع مقدس است. وی تنها فرزند پسر خانوادهای بود که در هفتم تیر ماه 1339 در تهران چشم به جهان گشود. در سالهای تحصیلی دوران ابتدایی در دبستان «ساهاکیان» بااینکه به اتفاق والدین و چهار خواهر خویش در یک اتاق زندگی میکرد ولی همیشه شاگرد اول بود.
با شهادت «زوریک» کوچهای که وی در محله «حشمتیه» (سردارآباد) در آن ساکن بود، در سوگ فرو رفت. همسایگان مسلمان اطراف منزل خانواده مرادیان دسته دسته با گریه همدردی خود را اعلام میکردند. آنها، دو حجله نیز برای شهید مرادیان در سر کوچه قرار دادند. پیکر نخستین شهید نظامی ارمنی«زوریک مرادیان» پس از انجام مراسم مذهبی در 24 مهرماه 1359 در گورستان ارامنه در جاده خراسان در میان حزن و اندوه مردم به خاک سپرده شد.
شهید «ادیک نرسسیان»، در سال1339در تهران متولد شد. او تحصیلات ابتدایی و راهنمایی خود را در مدرسه «تونیان» گذراند و پس از پایان دوره متوسطه در دبیرستان «طوماسیان» در رشته ریاضی فیزیک، فارغالتحصیل شد.وی پس از شرکت در امتحانات کنکور سراسری همان سال، در دو رشته الکترونیک (دانشگاه شیراز) و برق (دانشگاه تهران) پذیرفته شد. با آغاز جنگ تحمیلی و تعطیلی دانشگاهها، پس از دو ترم تحصیل در دانشگاه، تصمیم به کار گرفته و به عنوان دبیر در مدرسه راهنمایی «سوقومونیان»، مشغول به کار گشت.
پس از پنج سال تدریس و بازگشایی دانشگاهها و اعلام سازمان آموزش عالی مبنی بر ادامه تحصیل دانشجویان، با وجود پافشاری والدین، وی خدمت مقدس سربازی را انتخاب کرد.او پس از گذراندن دوره آموزشی در پادگان «افسریه» به جبهه «سرپل ذهاب» قصرشیرین منتقل شد. در محل خدمت، معاون گروه خود بود. هنگام مرخصی پانزده روزه، مراسم نامزدی «ادیک» نیز برگزار شد.
روز اول ماه مهر بود که به منطقه عملیاتی برگشت. در روز پنجم مهر «ادیک» عزیزم پس از نزدیک هجده ماه خدمت به شهادت رسید و صبح هشتم مهر 1362 نیز پیکر او را آوردند. بعدازظهر همان روز نیز او را به خاک سپردیم»... «آیتالله العظمی خامنهای» با حضور خویش در منزل شهید، از خانواده ایشان دیدار داشته و خانواده شهید «ادیک نرسسیان» را مورد دلجویی و تفقد قرار دادهاند.
شهید «آلبرتالله دادیان»، دومین فرزند «تادِئوس» و «هاسمیک» در بهار 1345 در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدارس ارامنه «آرارات» و «ناییری» گذراند.پس از پایان تحصیلات راهنمایی در مجتمع تحصیلی «حضرت مریم مقدس» (انستیتو مریم)، به دنبال فراگیری حرفه فنی رفت. وی در عین حال، عضو تیم فوتبال «آرارات» نیز بود. با هوش ذاتی فوقالعادهای که داشت، در کوتاهترین زمان ممکن به مکانیک ماهری تبدیل شد، به گونه ای که در تعمیرگاه شماره (1) «ب.ام. و»، مشغول به کار شد.
پس از رسیدن به سن خدمت، بیدرنگ خود را به مرکز نظام وظیفه معرفی کرده و دوره آموزشی را در «عجب شیر» به پایان رساند. پس از آن برای گذراندن دوره تکاوری به کرج منتقل شد.لازم به ذکر است «اِدوین شامیریان»، دیگر شهید ارمنی نیز در دوره تکاوری با او همراه بود. در این مدت، برای دیدار از خانواده، دو نوبت به مرخصی آمد. پس از پایان دوره، وی به جبهه «سومار» اعزام شد. سرانجام پس از شش ماه خدمت، تکاور «آلبرت الله دادیان» در اثر اصابت ترکش توپ دشمن بعثی در منطقه جنگی «سومار» به شهادت رسید.
شهید «ژوزف شاهینیان» به روایت پدر و مادرش:
«ژوزف» عزیز دارای ارادهای قوی و پشتکاری عجیب بود، به گونهای که از ادای هیچ کاری که به عهده او گذاشته میشد، سر باز نمیزد. از طرفی، ورزشکار هم بوده و دارای روحیه ورزشکاری، برای همین، قاطعیت و قدرت را همراه با لبخندی همیشگی در چهره داشت تا جایی که در بسیاری اوقات، این چهره و اراده او به من قوت قلب میبخشید. ایشان در جبهه ترکش خورده و در همان جا قرار میشود که روی ایشان عمل جراحی صورت گیرد.
اصرار شهید این بوده که با چشم باز و بدون بیهوشی، این کار صورت گیرد؛ یعنی اینقدر به خودش اعتماد به نفس داشت».«وی پسر زرنگ، خاکی و بیشیله و پیلهای بود. قهر کردن نداشت. در کارها خیلی به من {مادر} کمک میکرد. تمام کارهای دوخت و دوز خود و برادرش «ژیریک» را که از ناحیه پاهایش فلج بوده و توان راه رفتن را ندارد، انجام داده و اجازه نمیداد که مادر خسته و تازه از کار برگشته، این کارها را انجام دهد.«ژوزف» علاقه خاصی به ساختن ابزار داشت و وسایلی مانند چکش و پیچ گوشتی درست کرده بود. او یک سندان خریده و روی آن، کفشهای ما را تعمیر میکرد. یک روز به مرخصی آمد و به ما گفت: شاید ما را به جبهه ببرند.
به او گفتیم: اگر رفتی، مواظب خودت باش.«ژوزف» وقتی از مرخصی به خانه میآمد، چیز خاصی از آن جا تعریف نمیکرد.
فقط از تیراندازی و کارهای روزمره خود صحبت کرده و میگفت که در تیراندازی، همیشه نفر اول بوده است. فرماندهان «ژوزف» خیلی از او راضی بوده و میگفتند: «ژوزف» همیشه کارها را قبل ازاینکه از او خواسته شود، انجام داده و منتظر دستور نمیماند».
شهید «ژیلبرت ملکم آبهکاریان»، تنها فرزند ذکور خانواده در سال 1339 در آبادان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند.پس از آن خود را به اداره نظام وظیفه معرفی و در اردیبهشت همان سال به خدمت مقدس سربازی اعزام شد. با آغاز جنگ تحمیلی و هجوم نیروهای تا دندان مسلح بعثی به سرزمین مقدس ایران، به همراه دیگر نیروهای نظامی و مردمی به صحنههای نبرد شتافت.وی در درگیریهای مستقیم نخستین ماه جنگ به شهادت رسید.
شهید «ژیلبرت ملکم آبهکاریان» در زمره نخستین گروه از شهدای نظامی ارمنی جمهوری اسلامی ایران در دوران هشت سال دفاع مقدس به شمار میرود.
پیکر پاک غرقه به خون «ژیلبرت» پس از انتقال به تهران و انجام مراسم خاص مذهبی در میان بدرقه صدها نفر از هموطنان مسیحی و مسلمان در قطعه شهدای ارامنه در تهران برای همیشه به خاک سپرده شد.شهید «مگردیچ طوماسیان» در تابستان 1342 در یک خانواده کارگری شرکت نفت در مسجد سلیمان به دنیا آمد. دوران کودکی را در مسجد سلیمان گذراند.در روز دوازدهم آبان ماه، پس از سی و شش روز حضور در جبهه، هنگام دیده بانی، بر اثر برق گرفتگی ناشی از صاعقه شدید بهشدت مجروح شد. پس از این حادثه بلافاصله «مگردیچ» را برای مداوا با آمبولانس به بیمارستان منتقل کرده، لیکن وی در آمبولانس به شهادت رسید. پیکر مطهر شهید «مگردیچ طوماسیان» در قبرستان ارامنه اهواز به خاک سپرده شد.
«شهید «روبرت لازار» به سال 1345 در تهران متولد شد. پس از ناتمام ماندن تحصیلات مدرسه، به خدمت سربازی اعزام شده و دوران آموزشی را بهمدت یک ماه و نیم در لشکر 84 لرستان گذراند.
با پایان دوره آموزشی، وی به جبهه غرب منتقل شد و در مناطقی همچون «سومار» و «مهران» به پاسداری از کشورش پرداخت. وی در روزهای آخر خدمت سربازی به شهادت رسید. بنا به روایت برادرش، آخرین بار وی در منطقه عملیاتی «میمک» مستقر بود. فرمانده شهید «روبرت لازار» به برادرش گفته بود: به «روبرت» بگویید: بیش از چند روز به پایان خدمتش باقی نمانده و لازم نیست، اینجا بماند و میتواند به پشت خط بازگردد، لیکن وی نپذیرفت
«شهید ویگن کاراپتیان» به روایت خواهر شهید: ویگن همیشه سعی میکرد دیگران را خوشحال کند. میگویند شهدا انسانهای والایی هستند. درست است چون فقط چنین انسانهایی میتوانند از خود گذشتگی کنند و گران بهاترین سرمایه خود را که جان است، فدا کنند. شهید ویگن گاراپیدی (کاراپتیان) چهارمین فرزند خانواده هفت نفری در تاریخ 3 فروردین سال 1344 در روستای خاکباد از توابع الیگودرز متولد شد. تحصیلات دبیرستان را ناتمام گذاشت و برای اعزام به خدمت، خود را به اداره نظام وظیفه معرفی کرد.
پس از طی چند ماه دوره آموزشی در پادگان لویزان به لشکر 21 حمزه در دهلران و سپس موسیان منتقل شد. در همین زمان، وی پدرش را از دست داد. بعد از دو ماه نبرد در جبهه، ویگن کاراپتیان هفتم فروردین 66 بر اثر اصابت ترکش خمپاره نیروهای دشمن بعثی، هنگام دیدهبانی در منطقه زبیدات (شرهانی) به خیل شهدای 8 سال دفاع مقدس پیوست. پیکر پاک این رزمنده دلیر بعد از انتقال به تهران و انجام تشریفات مخصوص مذهبی با حضور صدها نفر از هموطنان مسیحی و مسلمان و نمایندگان ارتش جمهوری اسلامی ایران در قطعه شهدای ارامنه تهران به خاک سپرده شد.
خواهر شهید درباره خصوصیات اخلاقی وی میگوید: ویگن پسر شاد و بسیار مهربانی بود و همیشه سعی میکرد دیگران را خوشحال کند. روزی که مطلع شدیم ویگن به شهادت رسیده است، روز بسیار سختی برای ما بود؛ دادن این خبر به مادری که به ویگن وابستگی شدیدی داشت، بسیار مشکل بود. هنور پس از گذشت 20 سال از این واقعه، در خلوت خانه ساعتها با او سخن میگوید. مادرم با مشقت زیاد او را بزرگ کرده بود. به یاد ویگن با هزینه برادرانم ساختمان مخابرات در روستای ما بنا شد تا اهالی آنجا بتوانند از آن استفاده کنند.
شهيد رازمیک خاچاطوریان؛
او نخستین شهید اقلیت پدافند ارتش در دوران دفاع مقدس بود
دفاع > شهید- همشهری آنلاین:
شهید رازمیک خاچاطوریان ازجمله شهدای اقلیتهای ارامنه کشورمان است که دلاورانه در طول هشت سال دفاع مقدس در جبههها حضور داشتند.
نام این شهید بزرگوار به عنوان نخستین شهید اقلیت پدافند ارتش در تاریخ دفاع مقدس به ثبت رسیده است.
شهدای دفاع مقدس / چهرههای دفاعی ایران / نهادهای دفاعی ایران / تجهیزات دفاعی ایران / دفاع مقدس
شهید رازمیک خاچاطوریان خرداد سال 1365 به خدمت مقدس سربازی رفت و چندی بعد به مناطق عملیاتی جنوب اعزام شد.
این شهید گرانقدر اسفند سال 1366 و در 23 سالگی در محور امیدیه به اهواز به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
مقبره این شهید بزرگوار در آرامگاه ارامنه نور بوراستان شهر تهران و در جایگاه ویژه شهدا قرار دارد.
بخشی از وصیتنامه شهید رازمیک خاچاطوریان:
«من رازمیک خاچاطوریان هستم. این هم خانه ابدی من است. پدر و مادر عزیزم، هرگز برایم غمگین و دلتنگ نباشید. قبول دارم که من غنچهای هستم که خیلی زود از بوته جدایم خواهند کرد، ولی هرگز پژمرده وخشک نمی¬گردم. من باید از شما جدا شوم زیرا دشمن به خاک ما حمله کرده است. من باید از شما جدا شوم. نه فقط من بلکه هزاران و صدها هزاران نفر همچون من باید که جان خود را فدای کشورم، ملتم وخانوادهام کنم.
پدر عزیزم و مادر گرامی به شما می گویم. بگذارید که رشادت و شجاعتم برای شما تسلی بخش باشد. همیشه یاد من و خاطرات من جاوید بماند. هزاران هزار رازمیکها و رزمندهها بودند و خواهند بود. من نه اولین شهید این آب و خاک هستم و نه آخرینش خواهم بود. خداحافظ - دیدار در روز قیامت».
نام تاریخ تولد و شهادت محل شهادت
زوریک مرادی مسیحی 1359-1339 پیران شهر
رازمیک هونانیان فریدنی 1359-1340 سر پل ذهاب
پایلاک آوِدیان 1359-1338 دزفول
ژیلبرت ملکم آبکاریان 1359-1339 سر پل ذهاب
صارمی یانیکیان 1359-؟ جبههء جنوب
رازمیک داوتیان 1360-1339 آبادان
رافیک رشید زاده 1361-1337 شوش( جبههء عملیاتی جنوب)
سوِرن خانلریان 1361-1338 خونین شهر – محور اهواز
وازگن آوانسیان 1361-1338 داروین منطقه عملیاتی والفجر
واهان الله وردی 1362-1340 پیرانشهر( مهران)
ادیک نِرسِسیان قلعه ملکی 1362-1339 قصر شیرین
واهیک باغداسایریان 1362-1340 دارخوین
وازگن آدامیان 1364-1343 حاج عمران
ژوزف شاهینیان 1364-1341 حسینیه اهواز
وارطان آقاخانیان 1364-1341 جزیره مجنون
هنریک یوسفی( هوسپیان) 1364-1345 هورالهویزه – کیان دشت
رِیموند شاهنظریان 1365-؟ مهران
رایموند باغداساریان 1365-1342 تمرچین
ورژ باغومیان 1365-1344 پاوه
یوریک سرداریان سِت 1365-1343 حاج عمران
مگردیچ طوماسیان کنارکی 1365-1342 سومار
گارنیک بوغوسیان ملحمی 1365-1342 کاگوژان – حاج عمران
ویگن گاراپیدی( کاراپتیان) 1366-1344 شرهانی- زبیذات
ادئوین شامیریان 1366-1346 میمک
گاگیک تومانیانس 1366-1340 پنجوین – مریوان
آلبرت الله دادی 1366-1345 سومار
آوانِس بارسقیان 1366-1345 سردشت
رازمیک خاچاطوریان 1366-1343 سومار
نوریک باباجانیانس 1367-1344 شرهانی
هراند آوانسیان سنگبارانی 1367-1343 ابوغریب- جبهه عین خوش
هراچ طوروسیان 1367-1348 سومار
وِهاندز رشیدپور بابرودی 1367-1343 فکه
واهیک یِسائیان 1367-1345 سرپل ذهاب
ژرژ کشیش هاروطون 1367-1341 تنگ حاجیان – گیلان غرب
روبرت لازار( لازاریان) 1367-1345 میمک ( عملیات مرصاد)
هنریک هاروتونیان 1361-1348 صالح آباد ایلام
هراچ هامبارسومیانس 1367-1340 پیرانشهر
آرمن آوِدیسیان 1369-1338 قصر شیرین
ژوزف هرمز نازلو 1370-1348 میشداغ
آلفرد گبری 1370-1350 نفت شهر
نوریک دانیِلیان 1364-1342 تهران( اثرات ترکش در بدن)
وارطان آبراهامیان 1358-1339 کردست
سلام سری هم به قطعه شهدای ارامنه بزنید...
به گزارش وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران- یکی از خوانندگان ارمنی وبلاگ نوشت: لطفا سری هم به جاده خراسان – قطعه شهدای ارامنه / جنگ تحمیلی بزنید...
وی در ادامه اسامی برخی از شهدای ارامنه را برای ما ارسال کرد:
هنريك هارتونيان- هراند آوانسيان سنگباراني (هوانسيان) - هراچ هامبارسوميانس - هراچ طوروسيان
وهاندز رشيد پور بابرودي - ورژ باغوميان- واهيك يِسائيان- واهيك باغداساريان- شهيد واهان اَلله وِرديان
وازگن آوانسيان- وازگِن آداميان- وارطان آقاخانيان- وارطان آبراهاميان- نوريك باباجانيان- مگرديچ طوماسيان
گاگيگ طومانيانس- گارنيك بوغوسيان- سورِن خانلريان- ژيلبرت ملكم آبكاريان- ژوزف شاهي- ژرژ كشيش هاروطون- زوريك مراديان- روبرت لازار- رايموند باغراميان- رافيك رشيدزاده- رازميك داوديان- رازميك خاچاطوريان
یادشان گرامی باد.
منبع : کتاب گل مریم - بررسی نقش ارامنهء ایران در هشت سال دفاع مقدس – نوشته دکتر آرمان بوداغیانس – انتشارات نسیم حیات – قم – چاپ اول 1385
ارامنه ایران در 8 سال دفاع مقدس مردانه ایستادند و از وطن حراست کردند و 88 شهید تقدیم انقلاب کردند.
به گزارش حیات، در دفاع مقدس تمام مردم ایران سهم داشتند تمام مردم از هر دین و آیینی در جبهههای حق علیه باطل حضور پیدا کردند، ارامنه ایران نیز در 8 سال دفاع مقدس مردانه ایستادند و از وطن حراست کردند و 88 شهید تقدیم انقلاب اسلامی کردند در این گزارش یادی میکنیم از بعضی شهدای دفاع مقدس ارامنه ایران.
در زیر یاد تعدادی از شهدای ارامنه ایران اسلامی را پاس می داریم:
شهید زوریک مرادی مسیحی (مرادیان) نخستین شهید نظامی ارمنی در دوران هشت سال دفاع مقدس است. وی تنها فرزند پسر خانوادهای بود که در هفتم تیر ماه 1339 در تهران چشم به جهان گشود. در سالهای تحصیلی دوران ابتدایی در دبستان «ساهاکیان» بااینکه به اتفاق والدین و چهار خواهر خویش در یک اتاق زندگی میکرد ولی همیشه شاگرد اول بود.
با شهادت «زوریک» کوچهای که وی در محله «حشمتیه» (سردارآباد) در آن ساکن بود، در سوگ فرو رفت. همسایگان مسلمان اطراف منزل خانواده مرادیان دسته دسته با گریه همدردی خود را اعلام میکردند. آنها، دو حجله نیز برای شهید مرادیان در سر کوچه قرار دادند. پیکر نخستین شهید نظامی ارمنی«زوریک مرادیان» پس از انجام مراسم مذهبی در 24 مهرماه 1359 در گورستان ارامنه در جاده خراسان در میان حزن و اندوه مردم به خاک سپرده شد.
شهید «ادیک نرسسیان»، در سال1339در تهران متولد شد. او تحصیلات ابتدایی و راهنمایی خود را در مدرسه «تونیان» گذراند و پس از پایان دوره متوسطه در دبیرستان «طوماسیان» در رشته ریاضی فیزیک، فارغالتحصیل شد.وی پس از شرکت در امتحانات کنکور سراسری همان سال، در دو رشته الکترونیک (دانشگاه شیراز) و برق (دانشگاه تهران) پذیرفته شد. با آغاز جنگ تحمیلی و تعطیلی دانشگاهها، پس از دو ترم تحصیل در دانشگاه، تصمیم به کار گرفته و به عنوان دبیر در مدرسه راهنمایی «سوقومونیان»، مشغول به کار گشت.
پس از پنج سال تدریس و بازگشایی دانشگاهها و اعلام سازمان آموزش عالی مبنی بر ادامه تحصیل دانشجویان، با وجود پافشاری والدین، وی خدمت مقدس سربازی را انتخاب کرد.او پس از گذراندن دوره آموزشی در پادگان «افسریه» به جبهه «سرپل ذهاب» قصرشیرین منتقل شد. در محل خدمت، معاون گروه خود بود. هنگام مرخصی پانزده روزه، مراسم نامزدی «ادیک» نیز برگزار شد.
روز اول ماه مهر بود که به منطقه عملیاتی برگشت. در روز پنجم مهر «ادیک» عزیزم پس از نزدیک هجده ماه خدمت به شهادت رسید و صبح هشتم مهر 1362 نیز پیکر او را آوردند. بعدازظهر همان روز نیز او را به خاک سپردیم»... «آیتالله العظمی خامنهای» با حضور خویش در منزل شهید، از خانواده ایشان دیدار داشته و خانواده شهید «ادیک نرسسیان» را مورد دلجویی و تفقد قرار دادهاند.
شهید «آلبرتالله دادیان»، دومین فرزند «تادِئوس» و «هاسمیک» در بهار 1345 در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدارس ارامنه «آرارات» و «ناییری» گذراند.پس از پایان تحصیلات راهنمایی در مجتمع تحصیلی «حضرت مریم مقدس» (انستیتو مریم)، به دنبال فراگیری حرفه فنی رفت. وی در عین حال، عضو تیم فوتبال «آرارات» نیز بود. با هوش ذاتی فوقالعادهای که داشت، در کوتاهترین زمان ممکن به مکانیک ماهری تبدیل شد، به گونه ای که در تعمیرگاه شماره (1) «ب.ام. و»، مشغول به کار شد.
پس از رسیدن به سن خدمت، بیدرنگ خود را به مرکز نظام وظیفه معرفی کرده و دوره آموزشی را در «عجب شیر» به پایان رساند. پس از آن برای گذراندن دوره تکاوری به کرج منتقل شد.لازم به ذکر است «اِدوین شامیریان»، دیگر شهید ارمنی نیز در دوره تکاوری با او همراه بود. در این مدت، برای دیدار از خانواده، دو نوبت به مرخصی آمد. پس از پایان دوره، وی به جبهه «سومار» اعزام شد. سرانجام پس از شش ماه خدمت، تکاور «آلبرت الله دادیان» در اثر اصابت ترکش توپ دشمن بعثی در منطقه جنگی «سومار» به شهادت رسید.
شهید «ژوزف شاهینیان» به روایت پدر و مادرش:
«ژوزف» عزیز دارای ارادهای قوی و پشتکاری عجیب بود، به گونهای که از ادای هیچ کاری که به عهده او گذاشته میشد، سر باز نمیزد. از طرفی، ورزشکار هم بوده و دارای روحیه ورزشکاری، برای همین، قاطعیت و قدرت را همراه با لبخندی همیشگی در چهره داشت تا جایی که در بسیاری اوقات، این چهره و اراده او به من قوت قلب میبخشید. ایشان در جبهه ترکش خورده و در همان جا قرار میشود که روی ایشان عمل جراحی صورت گیرد.
اصرار شهید این بوده که با چشم باز و بدون بیهوشی، این کار صورت گیرد؛ یعنی اینقدر به خودش اعتماد به نفس داشت».«وی پسر زرنگ، خاکی و بیشیله و پیلهای بود. قهر کردن نداشت. در کارها خیلی به من {مادر} کمک میکرد. تمام کارهای دوخت و دوز خود و برادرش «ژیریک» را که از ناحیه پاهایش فلج بوده و توان راه رفتن را ندارد، انجام داده و اجازه نمیداد که مادر خسته و تازه از کار برگشته، این کارها را انجام دهد.«ژوزف» علاقه خاصی به ساختن ابزار داشت و وسایلی مانند چکش و پیچ گوشتی درست کرده بود. او یک سندان خریده و روی آن، کفشهای ما را تعمیر میکرد. یک روز به مرخصی آمد و به ما گفت: شاید ما را به جبهه ببرند.
به او گفتیم: اگر رفتی، مواظب خودت باش.«ژوزف» وقتی از مرخصی به خانه میآمد، چیز خاصی از آن جا تعریف نمیکرد.
فقط از تیراندازی و کارهای روزمره خود صحبت کرده و میگفت که در تیراندازی، همیشه نفر اول بوده است. فرماندهان «ژوزف» خیلی از او راضی بوده و میگفتند: «ژوزف» همیشه کارها را قبل ازاینکه از او خواسته شود، انجام داده و منتظر دستور نمیماند».
شهید «ژیلبرت ملکم آبهکاریان»، تنها فرزند ذکور خانواده در سال 1339 در آبادان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند.پس از آن خود را به اداره نظام وظیفه معرفی و در اردیبهشت همان سال به خدمت مقدس سربازی اعزام شد. با آغاز جنگ تحمیلی و هجوم نیروهای تا دندان مسلح بعثی به سرزمین مقدس ایران، به همراه دیگر نیروهای نظامی و مردمی به صحنههای نبرد شتافت.وی در درگیریهای مستقیم نخستین ماه جنگ به شهادت رسید.
شهید «ژیلبرت ملکم آبهکاریان» در زمره نخستین گروه از شهدای نظامی ارمنی جمهوری اسلامی ایران در دوران هشت سال دفاع مقدس به شمار میرود.
پیکر پاک غرقه به خون «ژیلبرت» پس از انتقال به تهران و انجام مراسم خاص مذهبی در میان بدرقه صدها نفر از هموطنان مسیحی و مسلمان در قطعه شهدای ارامنه در تهران برای همیشه به خاک سپرده شد.شهید «مگردیچ طوماسیان» در تابستان 1342 در یک خانواده کارگری شرکت نفت در مسجد سلیمان به دنیا آمد. دوران کودکی را در مسجد سلیمان گذراند.در روز دوازدهم آبان ماه، پس از سی و شش روز حضور در جبهه، هنگام دیده بانی، بر اثر برق گرفتگی ناشی از صاعقه شدید بهشدت مجروح شد. پس از این حادثه بلافاصله «مگردیچ» را برای مداوا با آمبولانس به بیمارستان منتقل کرده، لیکن وی در آمبولانس به شهادت رسید. پیکر مطهر شهید «مگردیچ طوماسیان» در قبرستان ارامنه اهواز به خاک سپرده شد.
«شهید «روبرت لازار» به سال 1345 در تهران متولد شد. پس از ناتمام ماندن تحصیلات مدرسه، به خدمت سربازی اعزام شده و دوران آموزشی را بهمدت یک ماه و نیم در لشکر 84 لرستان گذراند.
با پایان دوره آموزشی، وی به جبهه غرب منتقل شد و در مناطقی همچون «سومار» و «مهران» به پاسداری از کشورش پرداخت. وی در روزهای آخر خدمت سربازی به شهادت رسید. بنا به روایت برادرش، آخرین بار وی در منطقه عملیاتی «میمک» مستقر بود. فرمانده شهید «روبرت لازار» به برادرش گفته بود: به «روبرت» بگویید: بیش از چند روز به پایان خدمتش باقی نمانده و لازم نیست، اینجا بماند و میتواند به پشت خط بازگردد، لیکن وی نپذیرفت
«شهید ویگن کاراپتیان» به روایت خواهر شهید: ویگن همیشه سعی میکرد دیگران را خوشحال کند. میگویند شهدا انسانهای والایی هستند. درست است چون فقط چنین انسانهایی میتوانند از خود گذشتگی کنند و گران بهاترین سرمایه خود را که جان است، فدا کنند. شهید ویگن گاراپیدی (کاراپتیان) چهارمین فرزند خانواده هفت نفری در تاریخ 3 فروردین سال 1344 در روستای خاکباد از توابع الیگودرز متولد شد. تحصیلات دبیرستان را ناتمام گذاشت و برای اعزام به خدمت، خود را به اداره نظام وظیفه معرفی کرد.
پس از طی چند ماه دوره آموزشی در پادگان لویزان به لشکر 21 حمزه در دهلران و سپس موسیان منتقل شد. در همین زمان، وی پدرش را از دست داد. بعد از دو ماه نبرد در جبهه، ویگن کاراپتیان هفتم فروردین 66 بر اثر اصابت ترکش خمپاره نیروهای دشمن بعثی، هنگام دیدهبانی در منطقه زبیدات (شرهانی) به خیل شهدای 8 سال دفاع مقدس پیوست. پیکر پاک این رزمنده دلیر بعد از انتقال به تهران و انجام تشریفات مخصوص مذهبی با حضور صدها نفر از هموطنان مسیحی و مسلمان و نمایندگان ارتش جمهوری اسلامی ایران در قطعه شهدای ارامنه تهران به خاک سپرده شد.
خواهر شهید درباره خصوصیات اخلاقی وی میگوید: ویگن پسر شاد و بسیار مهربانی بود و همیشه سعی میکرد دیگران را خوشحال کند. روزی که مطلع شدیم ویگن به شهادت رسیده است، روز بسیار سختی برای ما بود؛ دادن این خبر به مادری که به ویگن وابستگی شدیدی داشت، بسیار مشکل بود. هنور پس از گذشت 20 سال از این واقعه، در خلوت خانه ساعتها با او سخن میگوید. مادرم با مشقت زیاد او را بزرگ کرده بود. به یاد ویگن با هزینه برادرانم ساختمان مخابرات در روستای ما بنا شد تا اهالی آنجا بتوانند از آن استفاده کنند.
شهيد رازمیک خاچاطوریان؛
او نخستین شهید اقلیت پدافند ارتش در دوران دفاع مقدس بود
دفاع > شهید- همشهری آنلاین:
شهید رازمیک خاچاطوریان ازجمله شهدای اقلیتهای ارامنه کشورمان است که دلاورانه در طول هشت سال دفاع مقدس در جبههها حضور داشتند.
نام این شهید بزرگوار به عنوان نخستین شهید اقلیت پدافند ارتش در تاریخ دفاع مقدس به ثبت رسیده است.
شهدای دفاع مقدس / چهرههای دفاعی ایران / نهادهای دفاعی ایران / تجهیزات دفاعی ایران / دفاع مقدس
شهید رازمیک خاچاطوریان خرداد سال 1365 به خدمت مقدس سربازی رفت و چندی بعد به مناطق عملیاتی جنوب اعزام شد.
این شهید گرانقدر اسفند سال 1366 و در 23 سالگی در محور امیدیه به اهواز به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
مقبره این شهید بزرگوار در آرامگاه ارامنه نور بوراستان شهر تهران و در جایگاه ویژه شهدا قرار دارد.
بخشی از وصیتنامه شهید رازمیک خاچاطوریان:
«من رازمیک خاچاطوریان هستم. این هم خانه ابدی من است. پدر و مادر عزیزم، هرگز برایم غمگین و دلتنگ نباشید. قبول دارم که من غنچهای هستم که خیلی زود از بوته جدایم خواهند کرد، ولی هرگز پژمرده وخشک نمی¬گردم. من باید از شما جدا شوم زیرا دشمن به خاک ما حمله کرده است. من باید از شما جدا شوم. نه فقط من بلکه هزاران و صدها هزاران نفر همچون من باید که جان خود را فدای کشورم، ملتم وخانوادهام کنم.
پدر عزیزم و مادر گرامی به شما می گویم. بگذارید که رشادت و شجاعتم برای شما تسلی بخش باشد. همیشه یاد من و خاطرات من جاوید بماند. هزاران هزار رازمیکها و رزمندهها بودند و خواهند بود. من نه اولین شهید این آب و خاک هستم و نه آخرینش خواهم بود. خداحافظ - دیدار در روز قیامت».
نام تاریخ تولد و شهادت محل شهادت
زوریک مرادی مسیحی 1359-1339 پیران شهر
رازمیک هونانیان فریدنی 1359-1340 سر پل ذهاب
پایلاک آوِدیان 1359-1338 دزفول
ژیلبرت ملکم آبکاریان 1359-1339 سر پل ذهاب
صارمی یانیکیان 1359-؟ جبههء جنوب
رازمیک داوتیان 1360-1339 آبادان
رافیک رشید زاده 1361-1337 شوش( جبههء عملیاتی جنوب)
سوِرن خانلریان 1361-1338 خونین شهر – محور اهواز
وازگن آوانسیان 1361-1338 داروین منطقه عملیاتی والفجر
واهان الله وردی 1362-1340 پیرانشهر( مهران)
ادیک نِرسِسیان قلعه ملکی 1362-1339 قصر شیرین
واهیک باغداسایریان 1362-1340 دارخوین
وازگن آدامیان 1364-1343 حاج عمران
ژوزف شاهینیان 1364-1341 حسینیه اهواز
وارطان آقاخانیان 1364-1341 جزیره مجنون
هنریک یوسفی( هوسپیان) 1364-1345 هورالهویزه – کیان دشت
رِیموند شاهنظریان 1365-؟ مهران
رایموند باغداساریان 1365-1342 تمرچین
ورژ باغومیان 1365-1344 پاوه
یوریک سرداریان سِت 1365-1343 حاج عمران
مگردیچ طوماسیان کنارکی 1365-1342 سومار
گارنیک بوغوسیان ملحمی 1365-1342 کاگوژان – حاج عمران
ویگن گاراپیدی( کاراپتیان) 1366-1344 شرهانی- زبیذات
ادئوین شامیریان 1366-1346 میمک
گاگیک تومانیانس 1366-1340 پنجوین – مریوان
آلبرت الله دادی 1366-1345 سومار
آوانِس بارسقیان 1366-1345 سردشت
رازمیک خاچاطوریان 1366-1343 سومار
نوریک باباجانیانس 1367-1344 شرهانی
هراند آوانسیان سنگبارانی 1367-1343 ابوغریب- جبهه عین خوش
هراچ طوروسیان 1367-1348 سومار
وِهاندز رشیدپور بابرودی 1367-1343 فکه
واهیک یِسائیان 1367-1345 سرپل ذهاب
ژرژ کشیش هاروطون 1367-1341 تنگ حاجیان – گیلان غرب
روبرت لازار( لازاریان) 1367-1345 میمک ( عملیات مرصاد)
هنریک هاروتونیان 1361-1348 صالح آباد ایلام
هراچ هامبارسومیانس 1367-1340 پیرانشهر
آرمن آوِدیسیان 1369-1338 قصر شیرین
ژوزف هرمز نازلو 1370-1348 میشداغ
آلفرد گبری 1370-1350 نفت شهر
نوریک دانیِلیان 1364-1342 تهران( اثرات ترکش در بدن)
وارطان آبراهامیان 1358-1339 کردست
سلام سری هم به قطعه شهدای ارامنه بزنید...
به گزارش وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران- یکی از خوانندگان ارمنی وبلاگ نوشت: لطفا سری هم به جاده خراسان – قطعه شهدای ارامنه / جنگ تحمیلی بزنید...
وی در ادامه اسامی برخی از شهدای ارامنه را برای ما ارسال کرد:
هنريك هارتونيان- هراند آوانسيان سنگباراني (هوانسيان) - هراچ هامبارسوميانس - هراچ طوروسيان
وهاندز رشيد پور بابرودي - ورژ باغوميان- واهيك يِسائيان- واهيك باغداساريان- شهيد واهان اَلله وِرديان
وازگن آوانسيان- وازگِن آداميان- وارطان آقاخانيان- وارطان آبراهاميان- نوريك باباجانيان- مگرديچ طوماسيان
گاگيگ طومانيانس- گارنيك بوغوسيان- سورِن خانلريان- ژيلبرت ملكم آبكاريان- ژوزف شاهي- ژرژ كشيش هاروطون- زوريك مراديان- روبرت لازار- رايموند باغراميان- رافيك رشيدزاده- رازميك داوديان- رازميك خاچاطوريان
یادشان گرامی باد.
منبع : کتاب گل مریم - بررسی نقش ارامنهء ایران در هشت سال دفاع مقدس – نوشته دکتر آرمان بوداغیانس – انتشارات نسیم حیات – قم – چاپ اول 1385
نوشته شده در شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۳۸ ق.ظ توسط : سعید و وحید رحیمی نژاد | دسته : ایران
